مهم مهم _ فرصت را از دست ندهیم فقط یکشنبه این ماه می توانیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
نماز بسیار ساده و کوتاه ولی بسیار بافضيلت و بسيار با عظمت روز يكشنبه ماه ذي القعدة ـ از رسول خدا(ص)روايت شده هر كس اين نماز را بجا اورد توبه اش مقبول گناهانش امرزيده خصماء او در روز قيامت راضي شوند و باايمان بميرد و دينش گرفته نشود و قبرش گشاده و نوراني گردد و والدينش از او راضي گردند و مغفرت شامل حال والدين او و فرزندانش گردد و توسعه رزق پيدا كند و ملك الموت هنگام گرفتن جانش به اساني جانش را بگيريد .
و اما کیفیت ان :
در روز یکشنبه غسل کند و وضو بگیرد و چهار رکعت نماز گذارد و در هر رکعت حمد یکمرتبه و قل هو الله احد سه مرتبه و معوذتین(سوره فلق و ناس) یک مرتبه خوانده شود پس از تمام شدن چهار رکعت هفتاد مرتبه استغفار کند_استغفر الله ربی و اتوب الیه_ و سپس یکبار بگوید لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم _ و سپس بگوید : یا عزیز یا غفار اغفر لی ذنوبی و ذنوب جمیع المومنین و المومنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت _ التماس دعا
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
مواسات و دلسوزى نسبت به ديگران
يك انسان با ايمان كه در مقام رهبرى جاى دارد بايد در باره ديگران خواهان امورى باشد كه در خود نسبت به آن امور احساس علاقه و دلبستگى مى نمايد، و هر گونه شر وبدى را كه براى خويشتن نمى پسندد براى ديگران نيز نپسندد؛ زيرا اين گونه برابرانديشى و مواسات با ديگران، بيانگر روح و ايمان و حاكى از حس تعاون و هماهنگى همبستگى با آنها مى باشد.
در طى احاديث صحيح اين سخن نظر جلب نظر مى كند كه « هيچيك از شما نمى تواند براى دريافت عنوان « مؤمن » آمادگى كسب كند، مگر آن گاه كه نسبت به برادر ايمانى خود خواهان امورى باشد كه آنها را براى خويش نيز خواهان است ».
رعايت اين نكته اخلاقى در مورد زيردستان از اهميت ويژه اى برخوردار است، و طى احاديث متعدّدى به همه انسانها گوشزد شده كه بايد از رنج ديگران غافل نمانند و همبستگى خود را با آنها فراموش نكنند، چرا كه اين زيردستان چشم اميد به مهتران و زبردستان دوخته اند تا خواسته ها و كمبودهاى مادى و معنوى آنان به وسيله آنها تأمين و جبران گردد، و از اين رهگذر حال پريش و نابسامان آنان سامانى گيرد و تا دردها را اندكى تسكين دهند. يك انسان بيدار و هشيار زيردستان و محرومان را فراموش نمى كند و بيچارگان را از ياد نمى برد.
يكى از صفات برجسته امام رضا عليه السلام مواسات و همدردى با محرومان بوده است؛ و در طى زيارت آن حضرت اين خصيصه بزرگ اخلاقى او مطرح شده و به وى چنين خطاب مى شود:
السلام على غوث اللهفان و من صارت به ارض خراسان، خراسان سلام و درود بر چاره ساز و فريادرس بيچارگان، و سلام به آن كسى كه سرزمين خراسان به بركت وجود او به سان خورشيدِ تابان جلوه گر گشته است.

شخصیت علمی
امام هشتم(ع)، چونان نياكان وارستهاش، از مقام علمى والايى برخوردار بود، تا آن جا كه وىرا«عالم آل محمد(ص)» لقب دادهاند.
اباصلت از محمدبن اسحاق بن موسى بن جعفر(ع) نقل كرده است:
«امام موسى بن جعفر(ع)، به فرزندانش مى فرمود، برادرتان، على بن موسى، داناى خاندان پيامبر(ص) است. نيازها و پرسش هاى دينى خود را از وى فرا گيريد و آنچه را به شما تعليم داد، به خاطر بسپاريد، چه اين كه بارها پدرم امام صادق(ع) به من فرمود: داناى خاندان پيامبر(ص) در نسل توست و اى كاش من او را درك كرده و مىديدم.»
«هذا اخوكم على بن موسى عالم آل محمد(ص) فاسالوه عن اديانكم و احفظوا مايقول لكم، فانى سمعت ابى جعفر بن محمد غير مرة يقول لى ان عالم آل محمد(ص) لفى صلبك و ليتنى ادركته.» با توجّه به اين كه در ميان ائمه، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مجال بيشترى براى تشكيل محافل علمى و نشر علوم اهل بيت پيدا كردند، و با اين حال امام رضا(ع) كه در اين زمينه مجال كمترى يافت عنوان «عالم آل محمد» را دريافت كرده است، مىتوان اين گمان را درست دانست كه مناظرات و مباحثات علمى و اعتقادى آن حضرت از چنان اهميت و امتيازى برخوردار بوده است كه به عنوان عالم خاندان رسالت شناخته شود.

*._.*.~* ويژه نامه ولادت با سعادت شمس الشموس امام رضا (ع) *~.*._.*.~*
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن نوسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.
كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي
لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»
مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده.
روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مي شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين بيست سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.
فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي او ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.
زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين حال مرتبط با هم دارد:
اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مىتواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.
دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد. شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مىتواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت عليهم السلام باشد.

پيامك هاي تبريك ولادت فاطمه معصومه (س)وبزرگداشت روزدختر





سالروزولادت باسعادت بنت موسي بن جعفر،اخت الرضا
عمه سادات ، نگين انگشتر ولايت و امامت ،
حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها ،
برتمام دختران با ايماني كه در مكتب
معصومه (س) درس محبت ، ايثار،
عبادت ، ايمان ، ادب ، اخلاق، نجابت ،
عفت ، صلابت و متانت مي آموزند
مبـــارك بــاد

زمین دل گشوده تا همه عطشش را
با کرامت کریمه اهل بیت سیراب سازد.
زمان، هروله میکند تا هلال ذیقعده را
در آغوش کشد و از خبر ولادتِ نوری
از انوار ولایت در مهد امامت و وصایت،
سرشار شور و مستی شود.
سلام بر دیدگان معصومی که عصمت،
ناخدای دریای نگاهش بود.

برآيينه جمال داور صلوات
بر روشني چشم پيمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد
بر دسته گل موسي جعفرصلوات

صفای باغ رضوان است،دختر
بهار سبز قرآن است،دختر
روزت مبارك

به یمن میلادت، ذره ذره نور میشویم
و قطره قطره حضور،
و دل را به سرای کرامتت دخیل میبندیم
تا در روز مقدس تولد تو با دستهای پاکت تطهیر شویم.

ز تو باغ گلی خوشتر ندیدم
گلی خوشبوتر از دختر ندیدم
نورباران گشته اين شهرازجمال فاطمه
گرچه شهر قم شده گنجينه علم و ادب
قطره اى باشد ز درياى كمال فاطمه

★|♥|♥|♥|★ حضرت معصومه(س) درگلستان سبز تصوير★|♥|♥|♥|★
فضيلت زيارت
دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است.
دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است.
زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند.
زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد.
بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است.
در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود:
«هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».

مقام علمي حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد.
نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند.
فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است.
وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.
حضرت فرمودند :خداوند حرمى داردند كه مكه است پيامبر حرمى داردند و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى داردند و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود .
زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رودند كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند .

مظهر فضايل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است.
روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند:
«آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است.
و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است.
آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.»
ونيز امام رضا عليه السلام فرمودند:
كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است .

سرچشمه دانش

زمان تولد
در سال، ماه و روز تولد فاطمه معصومه(س) اختلافات عمدهاى وجود داردكه اصلىترين عامل، خفقان حاكم بر عليه شيعيان بود تا آنجا كه امنيت آنها تنهابا تقيه محفوظ مىماند. در چنين زمانى كه اسامى كنيزها و رقاصه هاى مجالس وهمنشينهاى دربار فاسد عباسيان به دقت ثبت مىشد، تولد و وفات اهل بيت در سكوتىمرگبار اتفاق مىافتاد.
همچنين بايد افزود: منعكس نشدن تاريخ مواليد و وفياتبانوان اهلبيت عموميت دارد به طورى كه تاريخ وفات حضرت فاطمه، مدفن حضرت زينب،تولد و وفات ام كلثوم، مادران همه امامان از امام زينالعابدين(ع) تا امامعصر(عج) و دختران امامان از امام حسن تا امام عسكرى(عليهم السلام) كاملا مجهولاست.
با اين حال محققان با تكيه بر حدس و گمان و گاه استدلال، مستندات و شواهدتاريخى در صدد يافتن تاريخ دقيق يا تخمينى تولد و وفات وى برآمدهاند در نهايتدو نظريه در اين باره به وجود آمده است كه عبارتند از:
1 تولد وى در سال «183» اتفاق افتاد.
اين نظريه در برخى نوشتههاى معاصرين بدون ذكر سند نقل شده است.از جمله; مهدى سلطان العلما رازى در سال1339 ضمن رسالهاى درباره اعمالجمكران مىنويسد: در كتاب «نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار» و كتاب«لوامع الانوار فى طبقات الاخيار» كه كتاب مفصلى است چنين ضبط شده است «ولادهفاطمه بنت موسى بن جعفر(عليهم السلام) فى مدينه المنوره غره ذىالقعده بقيه ازصفحه37 الحرام سنه ثلاث و ثمانين و ماه بعد الهجره النبويه.»
اما به دلايل مختلفى اين نظريه از سوى محققان رد شده است. ذبيحالله محلاتى در رياحين الشريعهمىنويسد:
آنچه را كه برخى از جهتبعضى از اغراض نسبت مىدهند كه فلانه مجتهد در مدينهطيبه تعين يوم وفات و تولد آن، تو را از كتاب لواقح الانوار استخراج كرده،بىاصل است زيرا كتاب لواقح الانوار در نظر من موجود است و اصلا چنين مطلبى در اونيست. احتمال دادم كتاب ديگرى باشد تا اينكه خدمت علامه نسابه دانشمند آقانجفى; شهابالدين تبريزى شرفياب شدم. اين مطلب را عنوان كردم، فرمود: من كسى راكه چنين جعلى كرده، ملاقات كردم.
معلوم شد غرضى داشته كه ذكر آن مصلحت نيست. تجاوز الله عن الله.
همچنين درصورت قبول اين نظريه سال ولادت حضرت معصومه يا سال شهادت پدر بزرگوارش (183 ه.ق)مصادف مىشود حال آنكه بعد از فاطمه معصومه اين امام همام صاحب سه دختر ديگرنيز شده است كه لازمهاش وجود فاصله بين تولد فاطمه معصومه و آنها و زندانى شدنپدر (4 سال) و شهادتش 25 رجب سال183 ه. ق خواهد بود. خصوصا اينكه حضرت چهارسال آخر عمرش را در زندان گذرانده است و از خانوادهاش كه در مدينه بودند، دوربود.
2-تولد در سال173 ه. ق واقع شد.اين نظريه از طرفداران بيشترى برخوردار است كه ضمن رد دلايل سال183، صدقمدعيان اين نظريه نيز به اثبات مىرسد.
مرحوم شيخ على نمازى صاحب مستدرك السفينه ذيل ماده فطم با قاطعيت تمام در اينباره مىنويسد:
«فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذىالقعده سنه173 ه. ق.»
مرحومعمادزاده اصفهانى نيز بدون ابهام معتقد است كه حضرت در ماه ذى قعده سال173متولد شد.
در اين صورت شش سال تا زمان زندانى حضرت فرصتباقى خواهد ماند كهبگوييم سه فاطمه ديگر در اين مدت متولد شدهاند.

عصرى كه او شكفت
دورانى كه مىرفتبه شكفتن فاطمه معصومه بيانجامد،همزمان با امامت امام موسى بن جعفر(ع) بود كه در سال 148 ه. ق به امامت رسيدو مدت 35 سال به امامت پرداخت، خلفاى بنىعباس در اين دوران آنچنان عرصه را برامام و شيعيان تنگ كردند كه راويان به هنگام روايت نمىتوانستند صريحا از نامحضرت ياد كنند و ناگزير كنيههاى حضرت مانند (ابىابراهيم و ابىالحسن) يا القابوى مانند (عبد صالح، عالم و ...) را به كار برند و يا صرفا به رمز و اشارهمانند «رجل» بسنده مىكردند.
تقيه در اين ايام شدت يافت و منصور، مهدى، هادى و هارون چنان وضعى پيش آوردندكه امام حتى از لحاظ مالى براى اداره زندگى و دخترانش در مضيقه قرار گرفت.هارون آنگاه كه به حكومت رسيد، حضرت را زندانى كرد، گاه حضرت را آزاد مىكرد،دوباره زندانى مىساخت و همين وضع تا مدت 14 سال ادامه يافت. هارون با رفتارآميخته به قساوت و سنگدلى چنان رعب و وحشتى به وجود آورد كه شيعيان هرگز طعمامنيت را نچشيدند.
در چنين عصرى بود كه زمان تولد حضرت معصومه(س) فرا مىرسيد.
تا آن روز 25 سال بود كه على بن موسى الرضا(ع) يگانه فرزند نجمه خاتون بود،او اين همه سال را در آرزوى تولد فرزندى ديگرى سپرى كرده و چشم به راه تولدكودكى بود كه امام صادق(ع) بشارت شكفتنش را دهها سال قبل داده بود.
نجمه همهاين سالها را هر چند منتظر ولى مطمئن سپرى كرد، على بن موسى الرضا(ع) نيزشادان و منتظر بود و تولد خواهرى بعد از دهها سال برايش مهم و جالب مىنمود،خانهاى كه نجمه در آن منتظر تولد فرزندش بود، هنوز بوى رسالت را با خود داشت;زيرا اولين بار كه پيامبر(ص) به مدينه آمد، مدتى در آن خانه ساكن شد، لحظات بهكندى مىگذشت، بوى باران كوچههاى مدينه را آكنده كرده بود و نسيم شكفتن كوچههارا يكى پس از ديگرى پشتسر مىگذاشت تا اين كه عطر خبر تولد كودكى به زلالى كوثررسول را به خانه موسى بن جعفر(ع) آورد و به همه انتظارها پايان بخشيد.


مادر حضرت معصومه(س)
حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) هر دو از يك مادر به نام «نجمه» (ستاره)متولد شدهاند. در كتابهاى تاريخى براى مادر حضرت ده نام و لقب ذكر شده است كهعباتند از:
نجمه، تكتم، خيزران مرسيه، اروى، امالبنين، طاهره، سكن، سمانه، شقرا، صقر.
درباره زمان تولد، پدر، مادر، سن و مدت عمر نجمه خاتون اطلاعى در دست نيست ودرباره اينكه وى اهل چه منطقهاى بوده است، نيز اختلاف نظر وجود دارد. على اكبرمهدىپور مىنويسد:
از تاريخ تولد نجمه خاتون اطلاعى در دست نيست و از مقدار سن شريفش به هنگامشرفيابى به دودمان امامت چيزى نمىدانيم. تنها چيزى كه در منابع حديثى آمده،اين است كه وى به هنگام تشرف به خانه امام كاظم(ع) دوشيزه بوده است. اما درمورد تابعيت وى كه اهل چه كشورى بوده، تنها چيزى كه در دست است اين كه وى اهلمغرب بود و مغرب در اصطلاح به سه معنا اطلاق مىشود:
1-شمال آفريقا شامل; تونس، ليبى، مراكش و الجزاير
2-مراكش
3-اروپا
براى تعيين منظور از مغرب بايد به واژه «مرسيه» استناد كنيم كه در ذيل «خيزران»گفته مىشود «مرسى» به سرزمينهايى در فرانسه، اسپانيا و الجزاير اطلاق مىشود،ولى چون به وى «سكن نوبيه» و «شقراء نوبيه» نيز گفتهاند، اين احتمال كهمنظور شمال آفريقاست، تقويت مىشود و از اين رو مرحوم خاتون آبادى به صراحت وىرا اهل نوبه و زنگبار دانسته است، همچنين چون درباره نجمه خاتون واژه«مولده» (آنكه در كشور عربى متولد شده و نشو و نما يافته) به كار رفته لذااين احتمال كه اهل كشورهاى غربى باشد رد مىشود.»
اما درباره جايگاه رفيع مادرحضرت معصومه(س) همين نكته بس كه امام كاظم(ع) مىفرمود: او را جز به فرمان خداو به استناد وحى خدا نگرفتم.

پاكيزه نسب
پدرش موسى بن جعفر(ع) ملقب به كاظم، صابر، صالح و امين است كهروز يكشنبه، هفتم ماه صفر سال 128 هجرى قمرى در منطقه ابواء; محلى بين مكه ومدينه از بانويى پاكيزه به نام حميده به دنيا آمد.
ابوبصير درباره تولد موسىكاظم(ع)مىگويد: همراه امام صادق(ع) (سالى كه پسرش موسى بن جعفر(ع) متولدگرديده سال 128 ه. ق) براى شركت در مراسم حجبه سوى مكه رفتيم. وقتى بهسرزمين «ابواء» (منزلگاهى بين مكه و مدينه) رسيديم، امام صادق(ع) براى ماصبحانه فراوان و خوب تهيه كرد، ما مشغول خوردن صبحانه بوديم كه فرستاده حميده(همسر امام صادق(ع» آمد و گفت:حميده مىگويد: درد زايمان گرفتهام، و شما فرمودهايد نسبتبه اين پسر اقدامىنكنم.
امام صادق(ع) بىدرنگ برخاست و همراه فرستاده حميده رفت، و پس از مدتى نزدىاصحاب بازگشت. اصحاب پرسيدند: خداوند تو را شاد كند و ما را فدايت نمايد،جريان حميده چه بود؟
فرمود: خداوند حميده را سلامت داشت و به من پسرى عنايت فرمود، كه در ميانمخلوقاتش از همه بهتر است، و حميده در مورد آن نوزاد مطلبى به من گفت كه بهگمانش من آن را نىدانم، در صورتى كه من به آن از او آگاهتر هستم.
پرسيدم: قربانت گردم، آن مطلب چه بود؟
پاسخ داد: حميده گفت; هنگامى كه آن نوزاد متولد شد، «دستهايش را بر زميننهاد و سر به سوى آسمان بلند كرد».من به حميده گفتم: اين كار، نشانه رسول خدا(ص) و نشانه وصى بعد از اوست.
امام كاظم(ع) در سال179 ه. ق به دستور هارون زندانى شد و سرانجام در روزجمعه بيست و چهارم يا بيست و پنجم ماه رجب سال183 در بغداد مسموم گرديد و بهشهادت رسيد و پيكر پاكش را در شهر كاظمين به خاك سپردند.

سرود شكفتن
تولد فاطمه معصومه(س) براى اهلبيت(عليهم السلام) اهميتى خاص داشتزيرا اين خبر قبل از تولد بارها توسط امام صادق(ع) اعلام مىشد و به اين ترتيباز همان ايام شيعيان به شناخت مقام والاى وى فرا خوانده مىشدند. از جمله آنگاهكه گروهى از شيعيان رى نزد امام صادق(ع) آمدند، حضرت فرمود: آفرين بر برادرانما از اهل قم.
آنان گفتند: ما اهل رى هستيم. ولى امام همان جمله پيشين راتكرار فرمود. و ادامه داد:
«الا ان لله تعالى حرما و هو مكه. الا ان لرسول اللهحرما و هو المدينه الا ان لاميرالمؤمنين حرما و هو الكوفه الا ان حرمى و حرم ولدىبعدى قم الا ان قم كوفتنا الصغيره. الا ان للجنه ثمانيه ابواب ثلاث منها الى قم.تقبض فيها امراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بن موسى. تدخل بشفاعتها شيعتناالجنه باجمعهم».
براى خداوند حرمى است كه مكه است، حرم رسول، مدينه حرم امير مومنان كوفه است وحرم من و فرزندانم قم است. بدانيد قم كوفه كوچك ماست. بدانيد بهشت هشت در داردكه سه در آن به سوى قم است.بانويى از اولاد من در آنجا وفات مىكند كه نامش فاطمه دختر موسى است. همهشيعيان ما به شفاعت او وارد بهشت مىشوند.
اين خبر و نحوه تعريف حضرت از قم بهطور طبيعى مىتوانست گروهى از اهالى رى را به عزيمتبه سوى قم برانگيزد و درحقيقت اهميت ويژهاى را كه شهر قم به خاطر حضور فاطمه كبرى مىيافتبراى آنانبازگو كند.
مىتوان گفتبه همين خاطر گروههايى از مردم قم از جمله صاحبان فكر وانديشه از آمدن چنين بانويى به قم مطلع بودند و براى فرا رسيدن آن زمان و يارىو پاسداشت مقدم وى لحظه شمارى مىكردند. نكات ديگرى نيز از اين روايتبه دستمىآيد از جمله اين كه قم حرم ائمه طاهرين است. موضوعى كه در دهها روايت ديگراز زبان پيامبر(ص)، امام على(ع) و اغلب ائمه يكى پس از ديگرى به آن اشاره شدهاست.
در خبرى ديگر نيز امام صادق(ع) به پيشگويى تولد وى پرداخت. آن روز يكى ازشيعيان به نزد حضرت آمد، امام را ديد كه با كودكى در گهواره سخن مىگويد. گامىجلوتر نهاد و مبهوت از اين واقعه پرسيد: آيا با اين طفل سخن مىگوييد؟ امام اورا دعوت كرد تا با كودك در گهواره سخن بگويد. مرد باز هم جلوتر آمد و سلام كرد.كودك نه تنها جوابش را داد; بلكه گفت:
اى مرد نامى را براى دخترت [كه تازهمتولد شده است] انتخاب كردهاى كه خداوند آن را دشمن مىدارد پس نامش را عوض كن[وى نام دخترش را حميرا گذاشته بود] شگفتى مرد دو چندان شد. آنگاه امامصادق(ع) فرمود:
«اين كودك فرزندم موسى است.
خداوند از او دخترى به من عنايت مىكند كه نامش فاطمه است. او را در سرزمين قمبه خاك مىسپارند. هر شخصى كه او را در قم زيارت كند، بهشتبرايش واجب مىشود».

پاكيزه گوهر صدف اعتبار قم
اهلبيت پيامبر(ع) چهرههاى پرفروغى به جهانيان عرضه كردهاند و نامشانمانند ستارگان درخشان در آسمان فضيلتها مىدرخشد;
درخشانترين ستاره در ميانبانوان هفتمين منظومه ولايت; فاطمه كبرى فرزند پاكيزه موسى بن جعفر(ع) است. كهسالهاست تشنگان معرفت از حريمش زلال ايمان مىنوشند و عارفان با گذر بر زندگىفرزانهوارش و درك لحظههاى آسمانى شدنش، درهاى عروج را به روى خود مىگشايند
وبوى وصال را در گستره زمين منتشر مىسازند.
او والاترين دختر موسى است و از اينروست كه هر گاه نامى از پدر برده شود، يادى از او نيز به ميان مىآيد با اذعان به اين حقيقت كه پيرامون زندگانى حضرت فاطمه معصومه(س)تحقيق كاملى صورت نپذيرفته است، به خاندان، اوضاع سياسى، عصر تولد، و نظراتىكه پيرامون تولد حضرت ارائه شده است، مىپردازيم.

حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها در يک نگاه گذرا
نام مقدس: فاطمه كبری
لقب شریف: معصومه علیهاالسلام
پدر بزرگوارش: حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام
مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون
ولادت باسعادت: اول ذیقعده الحرام 173 ه ـ.ق
محل ولادت: مدینه منوّره
ورود به قم: 23 ربیعالمولود 201 ه ـ.ق
هدف از مسافرت: دیدار برادر خود علی بن موسی الرضا علیهالسلام كه در خراسان بود.
رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیعالثانی 201 ه ـ.ق (بنا به قول معتبر)
سنّ مبارك: 28 سال
محل عبادتش در قم: بیتالنّور (واقع در میدان میر «قم»)
پاداش زیارت بامعرفت آن حضرت: بهشت برین

♥▬♥▬♥ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت معصومه(س){دهه كرامت} و گراميداشت روز دختر♥▬♥▬♥
بانوی بزرگواری که عصمت مادر خود حضرت زهرا (س)
و تمامي دختران مومنه كه الگويشان حضرت معصومه
سلام الله عليهاست تبريك و تهنيت عرض مي كنيم
۩~*~۩ پيامك هاي تسليت شهادت امام صادق (ع)۩~*~۩




صدای گریه میآید! ... صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید
و ستارهای به آسمان خواهد شتافت!
چگونه مویه نکنم؟! در سوگ مولایی که عظمت نامش،
شهادت صادق آل طاها تسليت باد

بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا
مسموم شد از ظلم و جفای منصور

خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت
آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه
عالم از ماتم تو غرق عزا
بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند

که بهر دین و قرآنت چنین گردیدهای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر

قسم به اولین سپیده عدالت،
که معجزه مهدوی(علیهالسلام)
به وقوع خواهد پیوست
و آستان کبریایی تو برای همیشه؛
در آغوش آرزومندان خواهد بود!

چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی ،اشک نریختن
اصرار بر گناه ،حرص بر دنیا .
شهادت ششمین شمع روشنگر
و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت باد.

╬♥╬ آلبوم تصاوير با موضوع شهادت امام جعفر صادق (ع)╬♥╬
داستان جالب شیعه شدن یک سنی

داستان جالب شیعه شدن یک سنی
محمد بن اشعث از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بود اما روزی مردم مطلع شدند که او و خانوادهاش شیعه و محب امام صادق علیه السلام شده است. جعفر، پسر محمد بن اشعث ماجرای شیعه شدن پدر و خانوادهاش را برای صفوان بن یحیى تعریف کرده و میگوید: آیا مى دانى با این كه در میان خاندان ما هیچ نام و اثرى از شیعه نبود من چگونه شیعه شدم؟... و بعد ادامه میدهد که: منصور دوانیقى روزى به پدرم محمد بن اشعث گفت: اى محمد! فردی باهوش براى من پیدا كن كه مأموریت خطیرى به او بتوانم واگذار كنم. پدرم نیز دایی من، ابن مهاجر را معرفى كرد.
منصور به او گفت: این پول را بگیر و به مدینه نزد عبدالله بن حسن و جماعتى از خاندان او از جمله جعفر بن محمد علیه السلام برو و به هر یك مقدارى پول بده و بگو: من مردى غریب از اهل خراسان هستم كه گروهى از شیعیان شما در خراسان این پول را دادهاند تا به شما بدهم مشروط بر این كه قیام علیه حكومت كنید و ما از شما پشتیبانى مىكنیم.
وقتى پول را گرفتند، بگو: چون من واسطه هستم، با دست خط خود، رسیدی بنویسید و به من بدهید.
ابن مهاجر برای انجام ماموریت به مدینه آمد و بعد از مدتى نزد منصور برگشت. آن موقع پدرم هم نزد منصور بود. منصور به ابن مهاجر گفت: تعریف كن! چه خبر؟
ابن مهاجر گفت: پول ها را به مدینه بردم و به هر یك از خاندان مبلغى دادم و قبض رسید از دست خط خودشان گرفتم غیر از جعفر بن محمد علیه السلام.
وقتی سراغ ایشان را گرفتم، در مسجد مشغول نماز بود. پشت سرش نشستم، او تند نمازش را به پایان برد و بى آن كه من سخنى بگویم به من گفت: اى مرد! از خدا بترس و خاندان رسالت را فریب نده كه آنها سابقه نزدیكى با دولت بنى مروان دارند وهمه ( براثر ظلم) نیازمندند.
من پرسیدم: منظورتان چیست؟ آن حضرت سرش را نزدیك گوشم آورد و آن چه بین من و تو بود، باز گفت.
مثل این كه او سومین نفر ما بود.
منصور گفت: اى پسر مهاجر، بدان كه هیچ خاندان نبوتى نیست مگر این كه در میان آنها محدثى (فرشتهاى از طرف خدا كه با او تماس دارد و اخبار را به او خبر مىدهد) هست و محدث خاندان ما جعفربن محمد علیهماالسلام است.
داستان که به اینجا رسید، پدرم منقلب شد و به فکر فرو رفت و درباره خاندان پیامبر تجدید نظر کرد و همین (اقرار دشمن) باعث شد كه ما به تشیع روى آوریم.1
1- اصول كافى، ج 1، ص 475.
صبر امام (ع)

شيوهها و اهداف نهضت علمى و فرهنگى
تربيت راويان
از گذر ممنوعيت نقل احاديث در مدت زمان طولانى توسط حكام اموى , احساس نياز شديد به نقل روايات و سخن پيامبر(صلّي الله عليه وآله) , امير مومنان(عليه السلام)، امام(عليه السلام) را وامى داشت به تربيت راويان در ابعاد مختلف آن روى آورد .
لذا اينك از آن امام در هر زمينه اى روايت وجود دارد و اين است راز ناميده شدن مذهب به (جعفرى).
آرى, راويان با فراگرفتن هزاران حديث درعلومى چون تفسير , فقه, تاريخ , مواعظ , اخلاق , كلام , طب , شيمى و... سدى در برابر انحرافات ايجاد كردند.
امام صادق(عليه السلام) مى فرمود: ابان بن تغلب سى هزار حديث از من روايت كرده است. پس آن ها را از من روايت كنيد.
محمدبن مسلم هم شانزده هزار حديث از حضرت فرا گرفت.
و حسن بن على و شامى گفت : من در مسجد كوفه نهصد شيخ را ديدم كه همه مى گفتند: جعفر بن محمد (عليه السلام) برايم چنين گفت.
اين حجم گسترده از راويان در واقع, كمبود روايت از منبع بى پايان امامت را در طى دوره هاى مختلف توانست جبران كند و از اين حيث امام(عليه السلام) به موفقيت لازم دست يافت.
آرى, روايت از اين امام منحصر به شيعه نشد و اهل سنت نيز روايات فراوانى در كتب خود آوردند.
ابن عقده و شيخ طوسى در كتاب رجال و محقق حلى در المعتبر و ديگران آمارى داده اند كه مجموعا راويان از امام به چهار هزار نفر مى رسند و اكثر اصول اربعمإئه از امام صادق (عليه السلام) است و همچنين اصول چهار صدگانه اساسى كتب اربعه شيعه ( كافى , من لا يحضره الفقيه, التهذيب, الاستبصار) را تشكيل دادند

اولويت ها در نهضت علمى
حقيقت اين است كه جريان نفاق,خطرناك ترين انحرافى است كه اززمان پيامبراكرم(صلّي الله عليه وآله) شروع شده ودرآيات مختلفى بدان اشاره شده است, مانند آيات 7 و 8 سوره منافقين. اين حركت هرچند در زمان پيامبر نتوانست در صحنه اجتماعى بروز يابد, اما از اولين لحظات رحلت, تمام هجمه هاى منافقان به يكباره برسراهل بيت عليهم السلام فرو ريخت.
لذا مرحوم علامه طباطبايى (رحمت الله علیه) مى نويسد: هنگامى كه خلافت ازاهل بيت (عليهم السلام) گرفته شد, مردم روى اين جريان از آن ها روى گردان شدند و اهل بيت (عليهم السلام) در رديف اشخاص عادى بلكه به خاطر سياست دولت وقت, مطرود از جامعه شناخته شدند و در نتيجه مسلمان ها از اهل بيت (عليهم السلام) دور افتادند و از تربيت علمى وعملى آنان محروم شدند.
البته امويان به اين هم بسنده نكردند وبا نصب علماى سفارشى خود, كوشيدند از مطرح شدن ائمه اطهار (عليهم السلام) از اين طريق نيز جلوگيرى كنند.
چنانچه معاويه رسما اعلام كرد: كسى كه علم و دانش قرآن نزد اوست, عبدالله بن سلام است و در زمان عبدالملك اعلام شد:
كسى جز عطا حق فتوا ندارد و اگر او نبود, عبدالله بن نجيع فتوا دهد, از سوى ديگر مردم از تفسيرقرآن نيزچون علم اهل بيت عليهم السلام محروم ماندند با داستانهاى يهود و نصارى آميخته شد و نوعى فرهنگ التقاطى در گذر ايام شكل گرفت.
رفته رفته كه قيامهاى شيعى اوج گرفت وگاه فضاهاى سياسى به دلايلى باز شد, دونظريه قيام مسلحانه ونهضت فرهنگى دراذهان مطرح شد.
چون قيامهاى مسلحانه به دليل اقتدار حكام اموى و عباسى عموما با شكست رو به رو مى شد, نهضت امام صادق(عليه السلام) به سوى حركتى علمى مى توانست سوق پيدا كند تا از اين گذر علاوه بر پايان دادن به ركود و سكوت مرگبار فرهنگى, اختلاط و التقاط مذهبى و دينى و فرهنگى نيز زدوده شود.
لذا اولويت در نهضت امام بر ترويج و شكوفايى فرهنگ دينى و مذهبى و پاسخگويى به شبهات و رفع التقاط شكل گرفت.



ويژگى هاى عصر آن حضرت
عصر امام صادق(عليه السلام) همزمان با دو حكومت مروانى و عباسى بود كه انواع تضييق ها و فشارها بر آن حضرت وارد مى شد بارها او را بدون آن كه جرمى مرتكب شود, به تبعيد مى بردند .
ازجمله يكبار به همراه پدرش به شام و بار ديگر در عصر عباسى به عراق رفت.
يكبار در زمان سفاح به حيره و چند بار در زمان منصور به حيره, كوفه و بغداد رفت.
با اين بيان, اين تحليل كه حكومت گران به دليل نزاع هاى خود, فرصت آزار امام را نداشتند و حضرت در يك فضاى آرام به تاسيس نهضت علمى پرداخت, به صورت مطلق پذيرفتنى نيست , بلكه امام با وجود آزارهاى موسمى اموى و عباسى از هر نوع فرصتى استفاده مى كرد تا نهضت علمى خود را به راه اندازد و دليل عمده رويكرد حضرت, بسته بودن راه هاى ديگر بود.
چنان كه امام از ناچارى عمدا روبه تقيه مىآورد. زيرا خلفا درصدد بودند با كوچكترين بهانه اى حضرت رااز سرراه خود بردارند.
لذا منصورمى گفت: جعفربن محمد مثل استخوانى در گلو است كه نه مى توان فرو برد ونه مى توان بيرون افكند. برهمين اساس خلفا درصدد بودند ولو به صورت توطئه, حضرت را گرفتار و در نهايت شهيد كنند.
همانگونه كه درتاريخ نيز ثبت مي باشد ، منصورتا بدانجا پيش مي رود كه جاسوساني در لباس دوست براي فريب امام (عليه السلام) روانه مي گرداند تا شايد بتواند با نيرنگ روابط سياسي امام و شيعيانشان درخراسان را آشكار ساخته وامام رادركام توطئه اندازد، اماعلم لدني وعنايت پروردگار درايت و فراست امام رابرانگيخته وموجبات رسوائي هرچه بيشتر منصور را فراهم مي سازد .
آرى اين همه نشان از اختناق و فشارى دارد كه مانع از هر نوع اقدام عليه حكومت وقت مى شد, لذا امام به سوى تنها راه ممكن كه همان ادامه مسير پدر بزرگوارش امام باقر(عليه السلام) بود, روى آورد و از در دانش و علم وارد شد.

ايمان امام صادق (ع)
ما چند خبر از اخبار غيبي امام صادق (ع) را نقل مي كنيم كه خود دلالت بر ايمان شهودي امام صادق دارد.
1 ـ محمد بن عبدالله مي گويد: «عبدالحميد كه يكي از راويان فقه شيعه است در زندان بود. روز عرفه در مكه خدمت امام صادق رسيدم و از زندان و مضيقه عبدالحميد با ايشان صحبت كردم. امام صادق دعا كردند و بعد فرمودند: رفيقت از زندان آزاد شد. موقعي كه از مكه برگشتم و با عبدالحميد تماسم گرفتم، معلوم شد همان ساعت كه امام صادق دعا كرد و بعد خبر آزادي عبدالحميد را داد، او از زندان آزاد شد.»
2 ـ مهزم مي گويد: «براي ديدن امام صادق (ع) به مدينه رفتم و منزلي اجاره كردم. پس از مدتي تمايلي به كنيز صاحب خانه پيدا كردم و روزي دست او را با شهوت فشار دادم. همان روز به خدمت امام رسيدم و حضرت فرمودند: امروز كجا بودي؟ من به دروغ گفتم كه صبح را در مسجد به سر آوردم. حضرت فرمودند: اما تعلم ان هذا لاينال الا بالورع يعني: آيا نمي داني به مقام وايت، جز با ورع و پرهيزگاري نمي توان رسيد؟»
3 ـ ابي بصير مي گويد: «روزي من جنب بودم و چون ديدم كه عده اي به خدمت امام صادق مي روند، من هم با حالت جنابت رفتم. حضرت فرمودند: آيا نمي داني به خانه هاي ما جنب نبايد وارد شود؟»
4 ـ شقراني مي گويد: «روزي منصور دوانيقي به افرادي جايزه و عطا مي داد. من هم بر در خانة او ايستاده بودم كه امام صادق آمد. جلو رفتم و از ايشان خواستم كه از منصور براي من هم عطايي بگيرد. حضرت در مراجعت چيزي را كه برايم گرفته بود به من داد و فرمود:
الحسن لكل احد حسن ومنك احسن لمكانك منّا، القبيح لكل احد قبيحٌ ومنك اقبح لمكانك منا.
كار نيكو از هر كه سر زند خوب است و از تو بهتر چون منسوب به مايي، و كار زشت از هر كه سر زند بد است و از تو بدتر چون منسوب به مايي.» شقراني مي گويد: «اين كلام اشاره اي بود به كار زشت من، زيرا گاهي در خفا شراب مي خوردم.»


علم حضرت صادق (ع)
راجع به علم امام صادق از زبان ايشان چند جمله نقل مي كنيم.
1 ـ علاء بن سبابه مي گويد، امام صادق فرمودند: «من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمين است و آنچه در بهشت و جهنم است. و من آگاهم به گذشته و به آينده تا روز قيامت. سپس فرمودند:
اين علم را از قرآن مي دانم، به قرآن تسلط دارم چون تسلّط بر كف دستم. و خداوند متعال در قرآن فرموده است كه قرآن بيان كنندة همه چيز است.»
2 ـ بكير بن اعين مي گويد: «امام صادق فرمودند، من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمين است، و آنچه در دنيا و آخرت است. چون ديدند كه اين كلام پيش بعضي سنگين آمد فرمودند: اي بكير من اين علم را از قرآن مي دانم، زيرا در قرآن است ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيئ[4].»
3 ـ صفوان بن عيسي مي گويد: «امام صادق فرمود: من علم اولين و آخرين را مي دانم، مي دانم آنچه در صلب پدرها و رحم مادرها است.»
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده اند به اندازه اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده اند از ديگران سود نبرده اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مىرسد.
بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: “شيعه جعفري”. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:
يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري) ، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد.
گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت.
از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.
امام و فقه اسلامی
فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.
ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند.
در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.
ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.
فضايل امام جعفر صادق (ع)
مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مي كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه:
«بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله
مشهور است كه گفت:
«ما رأيت افقه من جعفر بن محمد»
يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.»
و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة:
كل شيء هالك الا وجهه،
يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود:
«نحن الوجه الذي يوتي الله منهم»
يعني «ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.»
بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده اند به اندازه اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت.
دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده اند از ديگران سود نبرده اند.
محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مىرسد.



































