X
تبلیغات
امام زمان (عج) - نماز

امام زمان (عج)

درمان حواس پرتی با نماز

یكی از دردآورترین مسائلی كه برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است كه در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمی‌توانیم افكار خود را متمركز كنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملكوتی و روحانی دیدار و لقاء‌ محبوب به پرواز در آییم.
حضرت آیت الله جوادی آملی در كتاب مراحل اخلاق در قرآن می‌فرمایند:
«گاهی انسان بر طبق شریعت نماز می‌خواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت می‌كند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیكن از نظر اخلاقی و كلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشكل است. با این كه هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمی‌كشد، این هنر در نمازگزار نیست كه موقع نماز خود را ضبط كند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط كند و بداند با چه كسی سخن می‌گوید، بقیه امور او تامین است، ‌‌اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم ناكام است.»

وقتی در هنگام تلاوت قرآن كریم به این آیه می‌رسیم:
«فویل للمصلین *الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛

وای بر نمازگزارانی كه از نمازشان غافل هستند. ترس از این كه مبادا ما هم جزو نمازگزاران این چنینی باشیم وحشتی وصف ناشدنی بر قلبمان می‌ریزد.
حضرت آیت الله جوادی آملی در همان كتاب می‌فرمایند:

«نماز صراط است و صراط با غفلت نمی‌سازد، زیرا اگر انسان غفلت كند، از صراطی كه از مو باریكتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط می‌كند.»

آیه «ولا تقربوا الصلوة و انتم سكاری حتی تعلموا ما تقولون»:
در حال مستی و بی خبری،‌ به نماز نزدیك نگردید، تا آن كه بدانید چه می‌گویید.

پس نماز واقعی نمازی است که در آن متوجه آن چه می‌گوییم باشیم و نتیجه می‌گیریم نماز واقعی آن نمازی است كه باعث دوری انسان از گناه می‌گردد. حضرت آیت الله جوادی آملی در فراز دیگری از همین كتاب می‌فرمایند:

«البته تلازمی متقابل وجود دارد كه نماز درست، انسان را از زشتی‌ها باز می‌دارد و اعمال زشت هم انسان را از انجام صحیح نماز و سایر عبادات باز می‌دارد، كسی كه مواظب اعضا و جوارح خود، یا حلال و حرام نباشد، در نماز هم توفیق حضور قلب نخواهد داشت و نمی‌داند با چه كسی سخن می‌گوید در نتیجه جواب‌هایی را هم كه از او می‌شنود درك نمی‌كند. در این صورت بار فقهی چنین نمازگزاری رسیده، ‌در حالی كه بار كلامی و اخلاقی وی همچنان بر زمین مانده است.»

حضرت آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند:
«نماز صراط است و صراط با غفلت نمی‌سازد، زیرا اگر انسان غفلت كند، از صراطی كه از مو باریكتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط می‌كند.»

پس باید چاره‌ای بیندیشیم و بهترین راه حل را می‌توانیم از اهل فن بدست آوریم كسانی كه این راه را رفته و به مقصد رسیده‌اند. بخاطر دارم یكبار از قول آیت الله علامه طباطبائی آن هم در زمانی كه ایشان در بستر بیماری بودند شنیدم كه ایشان در جواب كسی برای حضور قلب نسخه‌ای خواسته بودند، فرموده بودند:
«توجه توجه توجه، مراقبه مراقبه مراقبه» از این فرموده حضرت آیت الله طباطبائی در می‌یابیم كه برای حضور ذهن در نماز باید ابتدا سعی كنیم توجه خود را به نماز و اذكاری كه در نماز می‌گوییم معطوف داریم و در این مورد كوشش كنیم و سپس برای حفظ این حالت مراقبت و پیگیری لازم است.
از حضرت آیت الله شیخ نخودكی در كتاب نشان از بی نشانها آمده است:
«حصول این مرتبه (داشتن حضور ذهن در نماز) همچون خوشنویسی است بدون زحمت و مشقت و طول زمان ممكن نیست. نیك بنگر كه وقتی كسی می‌خواهد خوشنویس شود چقدر باید زحمت بكشد و مشق كند و خدمت اساتید كند و از آنها بگیرد تا بتوان او را خوشنویس نامید.» در اینجا می‌بینیم كه نظر ایشان هم همینطور بوده و عقیده داشته‌اند كه برای بدست آوردن حضور ذهن و تمركز در نماز احتیاج به تمرین و ممارست می‌باشد و این حالت را نمی‌توان در مدت كوتاهی بدست آورد.
حضرت آیت الله جوادی آملی دلیل حضور ذهن نداشتن را در كتاب مراحل اخلاق در قرآن اینگونه توصیف می‌كنند:
«هرگاه ما بخواهیم كاری را انجام بدهیم، در آغاز، بر آن كار مسلط نیستیم و به اصطلاح آن كار برای ما ملكه نیست. از این رو در آغاز آن را به دشواری انجام می‌دهیم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشویم و یا به تعبیر دیگر ملكه پیدا كنیم. خاطرات نیز چنین است.

نخست با یك سلسله گفتن، شنیدن، شركت مجالس، خواندن برخی نشریات و ... به تدریج خاطراتی در ذهن ترسیم می‌شود و هنگامی كه متراكم و فراوان شد، ‌زمینه شوق را فراهم می‌كند و در نتیجه، ملكه نفسانی پدید می‌آید كه بعد به آسانی خاطره‌ها را در ذهن زنده نگه می‌دارد و انسان را از یاد خدا و معاد غافل می‌كند از اینرو انسان طبیعی دائما به فكر مسائل لذتبخش مادی است. تا هنگامی كه مشغول كار است نه تنها بدن كه فكر نیز مشغول كار است. آنجا ظاهر و باطن، هماهنگ است یعنی وقتی سرگرم است قلبش متوجه جای دیگری نیست، بلكه قلب و قالب هر دو متوجه كار لذیذ است. كسی كه به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال و دلش است، لیكن هنگام نماز بدنش به ركوع و سجود می‌پردازد، ولی روحش متوجه مال است. گاهی انسان در كنار دوستانش می‌نشیند و سخنان عادی می‌گوید و احساس خستگی نمی‌كند، اما هنگامی كه به نماز می‌ایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با كسی كه با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن كه سخن خدا با ماست و از خواندن نماز كه سخن ما با خداست، احساس ملال می‌كنیم یا احساس نشاط.» سپس راه حل مشكل را این چنین عنوان می‌كند:

راه حل حواس پرتی در نماز

«آنچه گفتیم تحلیل درد بود،‌ راه درمان را نیز باید بشناسیم. چون تهذیب روح بدون شناخت درد و آشنایی با راه درمان آن ممكن نیست. راه حلی را كه قرآن ارائه می‌دهد یكی مراقبت از خود، و دیگری یاد خداست. انسان باید اولا مواظب جلسات، خواندنیها، شنیدنیها، خوردنیها و پوشیدنیهای خود باشد، مواظب باشد چه سخنی را می‌شنود و چه می‌گوید، دقت كند كه در كنار سفره غذای حلال می‌نشیند یا حرام؟‌ لباسی را كه بر تن می‌كند باید گذشته از حلال بودن لباس شهرت نباشد.
گاهی انسان در كنار دوستانش می‌نشیند و سخنان عادی می‌گوید و احساس
خستگی نمی‌كند، اما هنگامی كه به نماز می‌ایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با كسی كه با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن كه سخن خدا با ماست و از خواندن نماز كه سخن ما با خداست، احساس ملال می‌كنیم یا احساس نشاط.


گاهی شخصی لباسی می‌پوشد تا مشهور شود و هنگامی كه از كوی برزن می‌گذرد لباسش جلب توجه كند. این نشان می‌دهد كه او گرفتار خودبینی است
اگر انسان، مواظب جلسات علمی خود باشد و سخنی جز برای رضای خدا و به سود جامعه اسلامی نگوید به تدریج زمینه فراهم میشود تا به یاد خدا دل ببندد.
وقتی به یاد خدا دل بست، به آسانی خاطره‌های خوب در ذهنش ترسیم می‌شود.
از این رو قرآن كریم ذكر خدا را برای غفلت زدایی و قرب به حق به ما می‌آموزد. هر یك از عبادت‌های معمولی حد و نصابی دارد ولی یاد خدا در دل و نام خدا بر لب حدی ندارد:
«یا ایها الذین آمنو اذكروا الله ذكرا كثیرا (سوره احزاب، آیه 41).»

كسی كه زیاد به یاد خدا باشد، برای وی علاقه به خدا ملكه و او در تعلق به حق و تخلق به اخلاق الهی متخصص، مجتهد و صاحب ملكه می‌شود.
در این صورت نه تنها در حال عبادت می‌فهمد كه با معبود خود سخن می‌گوید، بلكه در خارج از عبادت نیز به یاد حق است آنگاه فرق او با دیگران روشن می‌شود. دیگران در حال نماز حواسشان نزد خدا، قیامت و معارف نماز نیست و او در غیر حالت نماز نیز به یاد خدا و در نماز است. «خوشا آنان كه دایم در نمازند .»
پس نتیجه می‌گیریم
برای بدست آوردن حضور ذهن در نماز باید ذكر و یاد خدا را فراموش نكنیم و در همه لحظات به یاد او باشیم نه این كه تنها در نماز بخواهیم به خدا بیندیشیم و متوقع هم باشیم افكار ما سكون و تمركز داشته باشد و این كه برای رسیدن به این آرزو باید تلاش كنیم و زحمت بكشیم و بدانیم كه خداوند اجر كسی را كه در راه او مجاهده می‌كند مضاعف می‌دهد و خودش ما را یاری خواهد كرد و به راه‌های خودش راهنمائیمان خواهد نمود.

 بهاربيست                   www.bahar22.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 23:37  توسط حورالعین  | 

نماز شب و فضیلت آن

 نماز شب و فضیلت آن

الف: از منظر آیات:
در بین نوافع، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است و در قرآن درباره آن تأکید و سفارش بسیار شده است. خدای متعال به پیامبرش می‌فرماید: مقداری از شب را به تهجد بپرداز این برای تو مستحب است شاید خدا تو را به مقام برگزیده‌ای مبعوث گرداند [1]و در تعریف بندگان خاص الهی می‌گوید: کسانی که شب را برای پروردگارشان در حال سجده و قیام بیتوته می‌کنند [2]و در توصیف مؤمنین می فرماید: شبها پهلو از بستر خواب جدا کنند و با بیم و امید خدای را بخوانند و از آنچه به آنها دادیم انفاق کنند، پس کسی نمی‌داند چه نعمتهایی که موجب چشم روشنی آنها می‌شود و در پاداش اعمالشان ذخیره شده است [3]
ب: از منظر روایات: رسول خدا‌ (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدای متعال به دنیا وحی کرد که خدمتگزارانت را به تعب بینداز و تارکین خودت را خدمت کن هنگامی که بنده خدا در تاریکی شب با پروردگارش خلوت و مناجات می‌کند خدا قلبش را نورانی می‌گرداند، وقتی می‌گوید: یارب یارب از جانب خدا گفته می‌شود: لبیک عبدی، هر چه می‌خواهی طلب کن تا عطا کنم و خدا به فرشتگانش گوید... شما شاهد باشید که بنده‌ام را آمرزیدم.[4]
و رسول خدا (ص) فرمود: اشراف امت من حاملین قرآن و شب زنده‌داران هستند [5]و هم فرمود: آن قدر جبرئیل درباره نماز شب به من سفارش کرد که گمان کردم نیکان امت من شب را نخواهند خوابید [6]و باز فرمود: دو رکعت نماز در وسط شب از دنیا و ما فیها نزد من محبوبتر است.[7]

آثار نماز شب در روایات:


امام صادق (ع) فرمود: نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می‌کند، رزق را زیاد و قرض را ادا می‌کند و اندوه را برطرف می‌سازد و چشم را جلا می‌دهد. [8]پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود: نماز شب وسیله‌ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه، نماز شب سنت و روش پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان می‌باشد. بدن را آرامش می‌دهد و شیطان را خشمگین می‌کند سلاحی بر علیه دشمنان و وسیله‌ای است برای اجابت دعا و قبول شدن اعمال، روزی انسان را توسعه می‌دهد شفیع بین ملک الموت و نمازگزار می‌شود، چراغ و فرش قبر و جواب (دو فرشته) منکر و نکیر می‌باشد. در قبر تا قیامت مونس و زائر نمازگزار خواهد بود نماز بر سرش سایه می‌افکند، تاجی برسرش و لباسی بر بدنش می‌گردد، نور پیش رویش حائل بین او و آتش دوزخ خواهد بود، برای مؤمن حجتی است نزد خدا و وسیله سنگین شدن میزان اعمال و حکم عبور بر صراط و کلید بهشت می‌باشد زیرا نماز تکبیر است و حمد و ستایش و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا و البته بهترین اعمال خواندن نماز در اول وقت آن است [9]

 

 

 کیفیت نماز شب


الف: وقت نماز شب: از نصف شب تا فجر صادق (اذان صبح) وقت نماز شب است و نماز شب در سحر از فضیلت بیشتری برخوردار است و تمام ثلث آخر شب سحر محسوب می‌شود و بهترین وقت سحر هم نزدیک فجر صادق است و بهتر از این آن است که نماز شب به تفریق خوانده شود چنانچه این سنت پیامبر (ص) بوده است (یعنی پشت سر هم نخواند و با فاصله بخواند)
ب:‌رکعات نماز شب:‌ 11 رکعت است که 8 رکعت آن (4 نماز دو رکعتی) به نیت نافله شب خوانده می‌شود که شکل آن مانند نماز صبح است [با این تفاوت که اولاً به نیت نافله شب می‌خواند و مستحب است و ثانیاً می‌تواند بلند یا آهسته بخواند] و بعد از آن 2 رکعت به نیت شفع می خواند و در آخر هم یک رکعت به نام وتر بجای می‌آورد.
ج: مستحب است که در قنوت نماز وتر 70 مرتبه "استغفرالله ربی و اتوب الیه" و برای 40 مؤمن دعا و استغفار کند مثلاً 1.اللهم اغفر الامام الخمینی2.اللهم اغفر آیت الله البروجردی3 اللهم اغفر شهید چمران و... و 300 مرتبه الهی العفو بگوید و هفت مرتبه "اللهم هذا مقام العائذ بک من النار"بخواند. البته اگر بعضی از اینها(70 مرتبه استغفار و یا دعا برای 40 مؤمن و یا 300 مرتبه العفو گفتن) را هم بخواند ایرادی ندارد.

 

 

چنانچه مقداری از نماز شب را خوانده باشد و اذان صبح (طلوع فجر) سر رسد می‌تواند بقیه نماز شب را هم به نیت اداء بخواند.
ه: اگر وقت کم باشد می‌تواند تنها شفع و وتر را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد تنها شفع را بخواند.
ج: خواندن دو رکعت نافله صبح از شفع و وتر افضل است.
د: برای عمل به اعمال مستحبی دیگر در نماز شب به کتب مبسوطه رجوع فرمائید.
(با استفاده از تحریر الوسیله ج 1 ص 123 حضرت امام خمینی ره و کتاب خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس) آیت الله ابراهیم امینی ص 281 ـ 279).

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

[1]سوره اسراء، آیه 79
[2]سوره فرقان، آیه 64
[3]سوره سجده، آیه 16.
[4]بحار الأنوار ج 87 ص 139
[5]بحار ج 87 ص 138
[6]بحار ج 87 ص 130
[7]بحار ج 87 ص 148
[8]بحار ج 87 ص 153
[9]بحار الأنوار ج 87 ص 161، خودسازی تهذیب و تزکیه،ابراهیم امینی ص 279

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 22:58  توسط حورالعین  | 

همراهي قلب در نماز (قسمت اول )

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد

ايام باسعادت ماه محرم تمام شد و ماه صفر ماه چندان خوبي نيست ، پيامبر اكرم (ص ) فرمودند مژده مي دهم به كسي كه خروج از ماه صفر رو به من اعلام كنه . فرمودند در ماه صفر بسيار بسيار مراقب باشيد چون اين ماه ، ماه شومي هست و ممكنه بلاهايي نازل بشه . بنابراين براي رفع اين بلاها انشاءالله سعي كنيد صدقه بديد .

قبل از ورود به بحث من يه جمله رو بايد خدمتتون عرض كنم : شهادت شيخ احمد ياسين مسؤول انتفاضه ، اين پيرمرد عليل ! يعني مظلومانه ترين شهادت رو تبريك و تسليت عرض مي كنم براي اون قسمتي كه دلتون مي سوزه ، تسليت عرض مي كنيم و براي اون قسمتي كه دلتون شوق پيدا مي كنه تبريك عرض مي كنيم و چه سعادتي هست كه انسان با اين سن و سال به شهادت برسه و در حاشيه باز هم مي گيم : دنياي بديست ، عزيز من ! يه كم به خودتون تكون بديد . اببينيد چقدر صهيونيسم و يهود بر اين دنيا سيطره و غلبه پيدا كرده ! كشورها مي خوان اسرائيل رو محكوم كنن ، در شوراي امنيت 20 رأي يعني 20 كشور مي گن موافقيم ، 3 كشور از ترس مي گن ممتنع هستيم ( اينها هم موافقن ) يه آمريكا مي ياد مي گه من مخالفم و وتو مي شه . اين دموكراسي غربيه ! اين جامعه چند صدايي جهان امروزه ! اين حقوق بشر غربيه و اگر من و تو بتونيم اين تكون رو به خودمون بديم ، كه من يادم هست دو سه سال پيش گفتم به جان حضرت رقيه (س) قسم بخوريد كه روزي سه صفحه خوب درس بخونيد ، روزي سه صفحه مطالعه علمي داشته باشيد ، روزي سه صفحه مطالعه مذهبي داشته باشيد . باز هم دارم مي گم : تا اين ما هستيم و تا اين فريادها گوش شنوايي نداره ، زندگي و دنياي ما همينه ! اگر براي راهپيمايي امروز شيراز تو كار كرده بودي و به جاي اين جمعيت ( كه به نسبت جمعيت خوبي هم بود ) از 5/1 ميليون جمعيت شيراز ، يك ميليون و دويست هزار نفر اومده بودن ، آمريكا دست و پاش رو جمع مي كرد . متأسفانه كار نكرديم و اين يه بحث جداگانه هست .

بحثي رو كه براي اين جلسه انتخاب كرديم بحث همراهي قلب هست ، اين بحث يكي از بحثهاي بسيار بسيار مبتلابه در بين عزيزاني هست كه با وادي معرفت آشنا مي شن .

در اسلام ، در قاموس اعمال ، 24 ساعت شبانه روز رو به سه قسمت 8 ساعته براي ما تقسيم كردند كه اگر حقيقتاً اين سه قسمت رو خوب اجرا كنيم تداخلي نداره ، كمبودي هم ايجاد نمي شه . يه 8 ساعت رو براي خواب در نظر گرفتن كه اگه جوونها 6 و يا 7 ساعت هم بخوابن ، مشكلي پيش نمي ياد اما وقتي گفتن 8 ساعت براي خواب ، يعني اين كه مي توني تا 8 ساعت بخوابي . اين دستور سلوكي تو براي ايام جواني هست و در سنين ميان سالي مي شه خواب رو كمتر كرد .

يه 8 ساعت رو هم براي كار در نظر گرفتن و يه 8 ساعت رو براي عبادت . اين كار و عبادت با هم تداخل پيدا مي كنه به اين معنا كه كار انجام مي شه ، منتها انسان 8 ساعت براي دنيا كار مي كنه ، مي تونه مثلاً 6 ساعت ، 5 ساعت هم براي آخرت كار كنه . يعني تو وظيفه داري كه براي آخرت هم كار كني و اين كار براي آخرت يعني خدمت كردن به مردم . مثلاً طرف پزشكه ، 8 ساعت براي دنياي خودش طبابت مي كنه ، 2 ساعت هم براي آخرتش ، مجاني ! يا هر شغل ديگه اي . و يا 4 ساعت مطالعه مي كنه براي آخرتش ، براي تبليغش و . . . اين كارها رو مي شه انجام داد و اگر انسان مقيد باشه ، بايد مطمئن باشه كه همون 8 ساعت براي روزيش كافيه . اونهايي كه دارن روزي 15 ساعت ، 16 ساعت كار مي كنن ، هميشه هم هشتشون گرو نهشون هست ، اگر امتحان كنن ، همون 8 ساعت رو كار كنن و اين 8 ساعت عبادي شون رو هم داشته باشن ، خواهند ديد كه چقدر اون 8 ساعت كارشون بركت داره !

خُب در اسلام اومدن اين تقسيم بندي رو براي ما كردن ، ولي در اين تقسيم بندي يه مشكلي براي ما بوجود مي ياد ، اين مشكل رو هم اهل بيت (س)‌ ، هم قرآن ، هم پيغمبر ( ص) و هم علماء و بزرگان اخلاق و مراجع و اوليا تأييد مي كنن ، اين مشكل مخصوصاً براي جوون ها وجود داره كه اگر در جواني حل كردند ، فبها ، اگر حل نكردن در ميان سالي و بزرگسالي اين مشكل خيلي شديد مي شه ، خيلي شديد ! مشكل چيه ؟ عدم همراهي قلب .

ممكنه قلب قفل كنه ، آدم از عبادت لذت نمي بره . مي خواد نماز بخونه ، با شوق زيادي شروع مي كنه ، 5 دقيقه خوب نماز مي خونه ، كم مي ياره ، قلب كليد مي كنه . مي گه : بسه ديگه !!

به قول آقا اميرالمؤمنين (ع) : ادبار و اقبال قلب يعني همراهي و عدم همراهي قلب كه بحث ما در اين جلسه و جلسه آينده همراهي قلب هست . به قول برخي ديگه از عرفا : قبض و بسط قلبي . يعني قلب انسان بعضي وقتها مي گيره ، قفل مي كنه ، كليد مي كنه و بعضي وقتها بازه . علامتش چيه ؟ علامتش شوق انسان در عبادت و شوق انسان به عبادت هست .

توي مجلس آقا ابا عبدالله (ع) و مجلس خانم رقيه (س) نشسته . نيم ساعت ، 40 دقيقه از مجلس رو همراهي مي كنه ، 10 دقيقه كم مي ياره . 8 ساعت مي خواد عبادت كنه ، يه ساعت خوب عبادت مي كنه ، بعد كم مي ياره ! اين مي شه عدم همراهي قلب كه يكي از مشكلات ماست . همراهي قلب يعني همون حضور قلب خودمون ، معناي حضور قلب يعني شوق به عبادت ، انساني كه شوق به عبادت داره ، قلبش حاضره و انساني كه شوق نداره با قلب غائب و با جسمش داره عبادت مي كنه . انساني كه با قلبش نماز مي خونه داره وصل مي شه به خداوند تبارك و تعالي و نمازش نمازي هست كه در روحش اثر مي ذاره و در پلكان ترقيش به سمت خداوند مؤثره .

اما انساني كه با جسمش داره نماز مي خونه ، ( قلبش حاضر نيست ) مثل اين هست كه يه پانتوميم و تئاتر رو اجرا

مي كنه كه اين تئاتر يه متني داره ، بايد بر طبق اين متن يه سري اعمال رو انجام بده ، يه جاي متن مي گه بايد خم شي ، يه جاي ديگه مي گه بايد به خاك بري . فقط و فقط اين نماز و عبادتش قضا و عقاب نداره ، براي دنيا و آخرتش سود ديگه اي نداره ، غير از اينكه عقاب رو رفع مي كنه .

قبلاً بحثي داشتيم تحت عنوان آسيب پذيري احساسات و بحث ديگه اي تحت عنوان قلب ، كه اين دو تا بحث مقدمه بحث همراهي قلب هستند . در اين بحث همراهي قلب ، ما چي رو مي خوايم بررسي كنيم ؟ دو تا سؤال براي ما پيش مي ياد .

1 ـ از نظر عرفاني دلايل اينكه قلب انسان كليد مي كنه چيه ؟

2 ـ اگر يه وقتي مثلاً نيم ساعت حضور قلب پيدا كرديم ، چكار كنيم كه اين نيم ساعت بشه يك ساعت ؟ و بعد وقتي كه يك ساعت شد چكار كنيم بشه دو ساعت ؟ چكار كنيم دو ساعت ، بشه چهارساعت ؟ چهارساعت بشه هشت ساعت ؟ تا جايي كه اينقدر اين قضيه باز بشه تا بر اون دو تا 8 ساعت ديگه هم غلبه كنه ؟ يعني 24 ساعت انسان با شوق خدا باشه ، 8 ساعتش رو مي خوابه ، 8 ساعتش رو عبادت مي كنه ، 8 ساعتش رو هم كار مي كنه .

خُب اين دو سؤال در مقابل ما هست و يه سؤال سومي هم هست كه اگر شد در اين دو شب جوابش رو مي ديم و اگر نرسيديم ، در يه بحث ديگه بيانش مي كنيم . اون سؤال هم اينه : آيا قبض و بسط قلب ، ادبار و اقبال قلب ، همراهي و عدم همراهي قلب ، جبري است يا اختياري ؟ يعني آيا در مسير عبادت من و شما اين يه قاعده و جبر هست كه قلب ما در يه ساعاتي بايد كليد كنه ؟ يا نه ، اختياريه ، كارهايي مي كنيم كه باعث مي شه قلب مون كليد كنه ؟ رسيدن به اين جواب خيلي مهمه . خُب اين تيتر كل بحث .

در زندگي همه ما يك لحظاتي پيش مي ياد كه ما بسط قلبي داريم ، قلب ما با ما همراهي مي كنه حتي از ما جلو مي زنه ! من انسان گنهكاري هستم ، حال خوش و دل خوشي هم ندارم ، اما قلبم مي ياد از من جلو مي زنه . قلبم ، خيلي قلب آماده اي مي شه ! يه ساعت هايي داريم كه قلب ما به ما نشون مي ده كه چقدر مستعده ، چقدر شوق داره . خودمون هم خيلي لذت مي بريم ، در اين ساعات ما نسبت به گناه هيچ گونه رغبتي نداريم و شديداً نسبت به ثواب و نسبت به خداوند و نسبت به عشق ، رغبت داريم . ساعات خوشي كه گاهاً در كاروانها و در حرم آقا علي بن موسي الرضا (ع) احساس مي كنيد . اون نيمه شب هايي كه بلند مي شيد ، اون لحظات خوشي كه با خدا داريد ، برخي از نماز جماعت هايي كه شركت مي كنيد و لحظات خوشي كه همه ما داريم . حتي اونهايي كه در تمام عمرشون مشهد هم نرفتن و حرم رو هم نديدن شايد شاه چراغ هم نرفته باشن ، توي خونه شون ، به هر حال اين لحظات رو داشتن . ساعت هايي كه پيغمبر اكرم (ص) از اون تعبير به ساعت هايي مي كنه كه نسيم رحمت مي وزد . اَلا وَ لكم في الحياه و لكم في دنياكم نفحاتٌ من رحمه الله . . . همه شما يه لحظات اين طوري داريد ، بريد اين لحظات رو دريابيد ، بريد بگيريدش .

ما اين لحظات رو داريم و غير ممكنه كه براي كسي پيش نياد . مگر اينكه 30 ، 40 سال رو به گناه بگذرونه و نامه اعمالش سياهه سياه بشه ، يعني يه انساني ولو يه نقطه سفيد كوچولو توي قلبش داشته باشه ، ما نمي تونيم بگيم اين انسان لحظات خوش نداره ، شوق نداره . شوق براي همه ما پيش مي ياد . به قول آقا اميرالمومنين (ع) : انّ للقلوب اقبالا و ادبارا قلب همه ما به سمت ما اقبال مي كنه ، رو مي كنه . همه ما اين رو داريم . اين نقطه مثبت رو همين اول كار بگيريم‌ ، به قول معروف سر نخ قضيه است . اين لحظات خوشي رو كه داريم بگيريم ، روي همين كار كنيم ، هر وقت كه پيش اومد ، اگر كه خدا بخواد در طول شبانه روز حتماً براتون پيش مي ياد . لازم نيست ماه به ماه ، يا سال به سال و يا زيارت به زيارت و مناسبت به مناسبت بشه . اگر از خدا و آقات بخواي همين امشب برات پيش مي ياد ، به همين راحتي .

اين لحظات رو همه ما داريم و اين لحظات گاهي كمه ، گاهي خوبه و گاهي هم زياده . اين لحظات رو بايد سريع دريابيم و چند تا كار انجام بديم ، چند تا كار تخصصي و كارشناسي بايد انجام بديم تا اين لحظات بيشتر بشه .

راه اول

اينكه اول نگاه كنيم ببينيم آيا خوف باعث بوجود اومدن اين لحظات براي ما شده يا شوق ؟ چون خوف خودش يه جور شوقه ، يه جور ارتباط با خداست . اصلاً انسانها در مسير دين دو گونه هستن ، يه عده آدمهاي خوفي هستن ، يه عده آدمهاي شوقي هستن . شوقي ها كه تقريباً اغلب جامعه رو شامل مي شه ، كساني هستن كه وقتي از محبت و عشق براشون مي گي ، به وجد و نشاط مي يان . به جاي اينكه بر گناه بي حيا بشن ، اتفاقاً حياشون بيشتر مي شه . از مهر خدا و محبت خدا كه براشون مي گي اينها علاقه شون به خداوند و عبادت خداوند بيشتر مي شه . وقتي از خوبي خدا مي گي رغبتشون به در درگاه خداوند موندن بيشتر مي شه نه فرار كردن . كه مثلاً بگن حالا كه خدا مي بخشه پس ما بريم دنبال كار خودمون !

يه عده از مردم خوفي هستن . خوفي ها كساني هستن كه ظرفيت محبت ندارن . گربه سان هستن ! گربه ! اينها اگر در ديزي رو باز ببينن ، حيايي ندارن . هر كسي خودش مي دونه خوفي هست يا شوقي . هر كدوم از شما دقيقاً‌ مي دونيد جزء كدوم دسته هستيد . خوفي ها انسان هايي هستن كه لازمه براشون از مسائل خوف گفته بشه . با برخي نوارها و برخي كتابها خيلي صفا مي كنن ، احساس پرواز مي كنن . كتابهاي خيلي عجيب از خوف كه مي خونن احساس مي كنن سيمشون به خدا وصل مي شه .

حالا اگه اومدي توي لحظه شوق قرار گرفتي ، ببين خوف باعث اين شوق تو شده يا شوق ؟ اول به خودت برگرد . ببين اصلاً‌ منشأ اين لحظه زيبا در زندگي تو چيه ؟ در اثر خوفه يا در اثر شوق ؟ بارها اين رو تجربه كردي ، ‌( براي همه شما ايجاد شده ، براي من هم ايجاد شده )‌اگر در اثر خوف هست ، ( خوف جهنم و عذاب ) بدون اين خوف تو يه دامنه و يه دايره اي داره . تو شوق كم داري . بايد به سمت كارهاي شوقي و محبتي بري . و اگر اين لحظه زيبا در اثر شوق هست ، بايد به سمت خوف بري .

مثلاً شما برات شوق ايجاد شده ، احساس مي كني محبت خدا اينقدر در وجودت جلوه كرده كه اصلاً باورت نمي شه خدا يه روزي بخواد تو رو بسوزونه ، باورت نمي شه ! خُب اين از اون لحظات شوقي هست ، مي فرمايند : اگر چنين حالتي بهت دست داد اولين راه حل اينه كه سريع به سمت مسائل خوفي بري ، برخي از مناجات هاي خوفي ، برخي از مناجات هايي كه دل انسان رو مي لرزونه . با صحيفه سجاديه انس داشته باش . با برخي از كتاب ها انس داشته باش . يه دونه كتاب منازل الاخره شيخ عباس قمي داشته باش توي اون وقت هايي كه شوق زيادي به سمتت مي ياد ، اين كتاب رو بخون ولي در حد خودش . به نظر من همين كتاب منازل الاخره نهايت خوف هست . همين كافيه . هر كسي اين كتاب منازل الاخره رو نداره حتماً بخره . حتماً ! نه اين كه يه شب بشيني همه اش رو بخوني . 5 صفحه ، 6 صفحه بخون تا جايي كه احساس كني خوف لازم برات ايجاد شده . بقيه اش رو سري بعد بخون . پشت سر هم نخون .

آقا ! كتاب هاي اخلاقي و عبادي ، كتاب رمان نيست كه تا آخرش بخوني ببيني آخر قصه چي مي شه . نه ، اين ها رو بايد تا جايي كه نياز داري بخوني . اگه بيشتر از نيازت بخوني ، برات سم هست ! يعني اذيتت مي كنه . شوقت رو از بين مي بره . اون لحظات خوبت رو از بين مي بره .

اما اگه يه وقت مسائل خوفي برات پيش اومد ، يه صحنه اي مي بيني ، ياد قيامت مي يوفتي ، ياد قبر مي يوفتي ، مي بيني رفيق و دوستت جوون بوده ، فوت كرده ، مي بيني ، دست و پاش رو مي بندن و توي قبر مي ذارن ، با خودت مي گي : جوون مردم ! هيچي ديگه لازم نداره ، دست و پاش رو بستن ، صورتش رو بستن به زور توي قبر گذاشتن و خاك ريختن روش ! خوف برات بوجود مي ياد . مي گن : اينجا سريع به سمت مسائل شوقي برو . اينجا برو رساله لقاء الله آميز جوادآقاي ملكي تبريزي رو بخون . خيلي قشنگه . باز هم چند صفحه ! نه همه اش !

و خيلي از خوف و شوق هاي ديگه اي كه خود ما داريم ، برخي از نوارها هست كه براي ما تاريخيه ، مثلاً يه نوار هست كه هميشه براي من خوف ايجاد مي كنه ، برخي از نوارها براي من شوق ايجاد مي كنه ، من هميشه يه نوار خوف و يه نوار شوق توي ماشينم دارم . براي وقتهايي كه احساس مي كنم اون لحظات برام پيش اومده .

بذاريد يه مثال بارز از همين جلسات براتون بزنم . آقا ! بنده مثلاً يه جلسه اي مي شه ، اينقدر شوق دارم و اينقدر سرپا هستم دقيقاً توي همون لحظه شوق قرار دارم ، از اول منبر به زور جلوي خودم رو گرفتم تا آخر بتونم منبر رو بچرخونم و مداحي كنيم بعد اون جلسه به نظرم از جلسه هاي بسيار عالي هست و ملت هم خيلي باصفا دارن گريه مي كنن و اشك مي ريزن ، اشك هاشون رو مي بينم ، مي يام بيرون يكي از بچه ها مي گه : آقا ! مثل اين كه شما اين جلسه حالتون رديف نبودا !! مي گم : براي چي ؟ مي گه : اين چه جلسه اي بود ؟! وقتي مي خواي بري منبر ، آمادگي داشته باش ! ما كه خوابمون برد !

يه جلسه ديگه مي شه ، تموم سعي مون رو مي كنيم كه اين سيم اتصال وصل بشه ، اينقدر گناه و بار دنيا به سمتم اومده كه اصلاً نمي فهمم چي چي گفتم ؟! بعد از مجلس بچه ها مي يان مي گن : آقا ! عجب منبري بود !! چقدر روي اين منبره كار كرده بودي ؟ مي گم : هيچي ! مي گن : آقا ! تواضع مي فرمائيد !!

آقا ! كي راست مي گه ؟ من راست مي گم يا اونها ؟ هيچ كدوم . اين مسئله به قلب ما برمي گرده . مستمع مقابل ما و بنده ، اگر قلب مون در حالت اقبال باشه ، ( يعني بسط داشته باشه ، قلب باز باشه )‌هر كي مي خواد بخونه ، هرچي مي خواد بگه ، آدم قشنگ صفا مي كنه . اگر قلب در حالت ادبار باشه ، ( منقبض باشه ، قلب قفل باشه ) هر كاري بكني اين قفل كليده ، اصلاً صفا نمي كني . به خودت بستگي داره . زياد به جلسه ربطي نداره . بله بعضي وقتها قلب قفله ، طرف خودش هم مي دونه كه قلبش قفله ، تمركز مي كنه ، مي شينه توي جلسه قفل رو باز مي كنه . اما برخي اوقات نشسته توي مجلس ، به خودش هم اطمينان داره ، اما اصلاً صفا نمي كنه . اينجا مي فرمايند : نه ، تقصير تو نيست ، قلبت مشكل داره ، بايد با اين قلب راه بياي .

از آقا اباعبدالله (ع) خطيب تر سراغ نداريم ، از قيافه آقا امام حسين (ع)‌ هم زيباتر نداريم ( ائمه ما (ع) در نهايت جمال و كمال بودند ) از بيان ايشون منطقي تر و احساسي تر نداريم و از سخن ايشون از دل برآمده تر نداريم ، اما حضرت براي يه لشكر چند هزار نفري صحبت مي كنن ، دو سه نفر بيشتر صفا نمي كنن . بقيه هو مي زنن !!

اين به قلب طرف بستگي داره . نمي تونيم به امام حسين (ع) بگيم : آقا ! مثل اينكه امروز شما آماده نبوديد . امروز روي فرم نبوديد . امام حسين (ع) هميشه روي فرم هستن .

راه حل هايي كه داريم مي گيم براي اينه كه يه وقت ما گناه رو تقصير بقيه مسائل و جوانب كار نيندازيم . نه ، گناه از خود ماست .

راه حل دوم

مي گن : به محض اينكه اين لحظات ايجاد شد ، سريع به جاي اينكه برگردي به خودت بگي : الحمدلله امشب حال خوبي دارم ، سريع ، سرت رو به سمت آسمون بلند كن ، بگو : خدايا شكرت !

بعضي وقتها من نشستم يه جايي ، دارم با خدا و اهل بيت (س) و يا خانم حضرت رقيه (س ) صحبت مي كنم ، واقعاً اين خانم حضرت رقيه (س) يه چيز عجيبي هست ، ايشون يه كسي هست كه اگه يكي بياد عادي هم درباره ايشون صحبت كنه ، مي توني خيلي خوب سيم اتصالت رو وصل كني . من امشب خيلي خوشحالم ، با اينكه شب شهادت ايشون هست ، ولي من خيلي خوشحالم ، چون مي دونم از اون شب هايي هست كه خيلي راحت مي تونم ارتباط برقرار كنم . خيلي راحت ! قدر چنين شبهايي رو بدونيد . امشب مجلس مناسب تر هست و انشاءالله از نفس گرم و از دل برآمده حاج احمد آقا استفاده مي كنيم .

خُب سينه زدي ، سيم اتصالت وصل شد ، به جاي اينكه بگي باريك الله حاج احمد آقا ! يا اينكه بگي : باريك الله به خودم ! باريك الله به مجلس كانون و . . . سريع سرت رو بلند كن ، بگو : باريك الله به خدا ! لان شكرتم لازيدنكم چرا فقط موقعي كه پولي بهت مي رسه مي گي : لان شكرتم لازيدنكم اينجا هم جاي گفتنش هست . بايد امتحان پس بدي . سرت رو بلند كن بگو : خدايا ! شكرت .

خيلي وقتها اشك اومده ، خيلي كيف كردي ، همون انبساطي كه نمي توني بيانش كني . اين حالت برات پيش اومده ، بعد مي بيني داره تموم مي شه ، ديگه مثل اينكه آخرشه ، مثل اين ماشين هايي كه بنزينشون داره تموم مي شه ، هي گاز مي ده ، دو خط مي ره جلو ، يه خط مي ياد عقب ، به اينجا كه مي رسي ، بايد سرت رو بالا بگيري بگي : خدايا ! ممنون ، امشب تو خيلي به من صفا دادي . اين از تو بود . يه دفعه مي بيني يه نيروي اضافي بهت دادن ! ساعت بسط قلب و همراهي قلبت رو زياد كردن .

هميشه يادتون باشه ، در ماديات و در معنويات چيزي كه روزي انسان رو زياد مي كنه ، شكر خداست . همون جا ! در جا ! نبايد بذاري تموم بشه ، اگر بذاري تموم بشه ، بازم باختي .

تا مي بيني شوقت داره به لحظات آخر مي رسه ، قلبت داره يواش يواش برمي گرده ، با خودت مي گي : خُب گريه هام رو كردم ، شوقم از بين رفت ديگه ، چهل دقيقه هست دارم گريه مي كنم ، هنوز هم 40 دقيقه ديگه از مجلس مونده ، الان بايد چكار كنم ؟ مي گن : همون جا شكر كن ، دوباره قلبت برمي گرده . اين قلب ما ، به همين راحتي كه دستمون مي چرخه ، ادبار و اقبال داره . به همين راحتي برمي گرده . اينقدر قلب انسان قوي و زيباست !

پ س راه حل دوم اين شد : براي اينكه ساعات بسط قلب ( ساعات همراهي قلب ) رو زياد كنيم ، بايد در جا تا لحظات شوق پيش اومد ، تا لحظات وصل و بسط پيش اومد ، در جا شكر كنيم .

راه حل سوم

ديدن صاحب كار شوق مي ياره . اگه الان به شما بگن : حاج آقاي واعظي امروز نمي تونن تشريف بيارن ، از جاي ديگه مي خونن ، صداشون اينجا پخش مي شه . خُب اين مجلس ، مجلس نمي شه . وقتي آدم مداح رو نبينه اون شوق در دلش ايجاد نمي شه . وقتي ببينه مداح داره دم مي ده ، مي خواد بهش نشون بده كه من هم خوب مي تونم با دم تو همراهي كنم ، من با روضه ات دارم گريه مي كنم ، اما اگه مداح حضور نداشته باشه ، نه شما ، به عنوان كسي كه داري كار مي كني ، به شوق تون افزوده مي شه و نه اون كسي كه داره مي خونه . اون هم بايد نزديك بشه . بايد بياد وسط ، بياد نزديك بشه . اگه بتونه به فاصله 20 سانتي شما بشينه ، باز شوق تون بيشتر مي شه . ديدن صاحب كار شوق مي ياره .

يكي از دلايلي كه ما ساعات شوق كم داريم و قبض قلبي مون بيشتره ، اغلب توي خودمون هستيم ، ناراحت و دلخورم هستيم براي اينكه مؤمنيم دوست داريم خيلي با شوق باشيم . حالا چرا نيستيم ؟ براي اينكه صاحب كار رو نمي بينيم . لذا معاويه بن وهب يكي از اصحاب امام جعفر صادق (ع) بود ( جزء بزرگان اصحاب بود ) توي يه همچين موقعيتي گير كرده بود ، 80 سالش بود ، عبادت هاش رو كرده بود ، احساس مي كرد مشكل داره ، روزي خدمت امام رسيد عرض كرد : آقا ! در روايات و در تاريخ داريم كه پيغمبر اكرم (ص ) خداوند تبارك و تعالي رو مي ديد . و روايت ديگه اي داريم كه در روز قيامت خداوند ديده مي شه . ( منظور با چشم دل هست ديگه ) سؤال كرد : آيا خداوند قابل ديدن هست ؟ ! امام صادق (ع) فرمودند : ابن وهب ! عجب حرفي مي زني ؟! خيلي زشته كسي 80 سال عمر كرده باشه و از خداوند 80 سال ، 60 سال ، 65 سال عمر عبادي گرفته باشه ، هنوز خدا رو نديده باشه ! مگه مي شه ؟ !

 

  • چشم دل باز كن كه جان بيني آن چه ناديدنيست آن بيني
  • آن چه ناديدنيست آن بيني آن چه ناديدنيست آن بيني

صاحب كار رو نمي بينيم ، شوق نداريم ! چرا نمي بينيم ؟ چون با صاحب كار همراه نيستيم . گفتم : اگر مداح بغل دست ما بشينه خيلي بيشتر مي گيره ، هم كار خودش ، هم كار ما !

يه جلسه اي كه فقط من باشم با يه نفر ديگه ، دو نفري براي هم بخونيم ، خيلي شوق بيشتري داريم . چرا ؟ چون مداح جليس ماست . بغل دست ماست . خداوند مي فرمايد : مي خواي من رو ببيني ؟ اَنا جليس من ذكرني ( من جليس و همنشين كسي هستم كه از من ياد مي كند ) مي فرمايد : فقط من و تو هستيم ، دو نفري !

ببينيد ، چقدر عجيبه ؟! خدا مي فرمايد من مي يام مي شينم بغل دست تو ! اگه من رو ذكر كني و ياد كني از من . انساني كه از لحظه بلند شدن ، با بسم الله بلند مي شه ، با خدا همراهه ، دائم خدا رو مي خونه و دائم توسل به خدا مي كنه ، اگه بلا ديد ، مي گه : خدايا ممنون ! اگه خوبي ديد ، مي گه : خدايا شكرت ! هرچي ديد ، به هر سمتي رفت به ياد خدا بود ، مي خواست سوار تاكسي بشه ، بسم الله گفت ، مي خواست وارد محل تحصيل يا محل كار بشه بسم الله گفت ، ذكر گفت ، ارتباط قلبي با خدا داشت ، خداوند چون مي ياد بغل دست اين مي شينه ، ساعات شوقش زياد مي شه . خودش فرمود :

انا جليس من ذكرني من بهش نزديك مي شم . ساعات شوقش بالا مي ره .

به عنوان مثال : زمان جنگ ، سايه خدا خيلي قوي بود ، دليلش هم اين بود كه خطر زياد بود . دائم بايد مي گفتي :‌ خدا ! اصلاً چاره ديگه اي نداشتي . گاهي ذكر كم مي آورديم . مجبور بوديم از بر كنيم . لازم بود . تو الان هر وقت بخواي ذكري بگي ، سراغ مفاتيح مي ري ، اين هم معلوم نيست ، هفته اي يه بار ، ماهي يه بار ، سالي يه بار ، ده سالي يه بار ، كي بري سراغ مفاتيح ؟! اما انساني كه به خدا نياز داره ، احساس نياز مي كنه ، ذكرها رو براي خودش آويزه قلب و گوشش مي كنه . قبل از عمليات مي يومديم از بچه هاي باتجربه سؤال مي كرديم كه توي عمليات چه ذكري بگيم ؟ چه موقع ذكر بگيم ؟ نياز داشتيم ! احساس نياز به خدا يواش يواش در جامعه ما رنگ مي بازه و چون رنگ مي بازه ذكرها داره كمتر مي شه و چون ذكرها كمتر مي شه ، خداوند نمي ياد بغل دست ما و چون خداوند نمي ياد بغل دست ما و جليس ما مي شه ، ساعات شوق عبادي مون كم مي شه و قلب هامون منقبض و گرفته است . قلب ها آمادگي ارتباط با خداوند رو نداره .

يه ساعت هايي هست كه بايد قدرشون رو خيلي بدونيم . شب هاي جمعه ،‌ مناسبت ها ، ايام خاص ، سحرها ، بايد قدر اينها رو خيلي بدونيم . كه انشاءالله در بحث زدودن زنگار قلب بيشتر راجع به اين موضوع صحبت مي كنيم .

در شهر مقدس قم پروفسوري هست به نام پروفسور محمد علي حاذن ايشون آمريكايي هستن و اهل نيويورك ، تازه مسلمون شدن . همين طور كه از اسمشون مشخصه شيعه هستن . تشرف به اسلام و شيعه شدن ايشون هم از طريق حضرت امام (ره) بوده . به هر حال اگر يه روزي در پرونده هاي الهي ، اثرات حضرت امام (ره)‌ رو بر جهان ، نگاه كنيم ، خواهيم ديد كه چقدر افراد از طريق اين بزرگوار با دين و با اسلام و حتي با ايران آشنا شدن .

پروفسور محمد علي حازن انسان بسيار عجيبيه ، الان هم در قم داره كار مي كنه . تعدادي از افراد خانواده اش هم مسلمون شدن ، اما يه عده هنوز مسيحي هستن . ايشون يه دختر مسيحي داره ، خواسته خدا رو به اين دختر نشون بده ، خواسته خدا رو براش اثبات كنه ، از طريق اون مسيري كه ما داريم مي ريم .

( مسيري كه ما داريم مي ريم دو مسير هست ، يه مسير ، مسير اثباتي هست . بوسيله اين مسير خدا رو مي تونيم اثبات كنيم . همه ما هم بلديم . در بحث خداشناسي هم يه چيزهايي گفتم ، الان مي خوام چند جمله اضافه كنم . بله ، برهان نظم ، برهان عليين ، برهان علت و معلولي ، اينكه انسان از اثر پي به مؤثر مي بره و . . . اينها رو ما داريم و طبيعي هست در جواب ماركيسيست ها بايد اين برهان ها رو براشون بگيم چون اونها به مسائل علمي و مسائل انساني و مسائل لمسي اعتقاد دارن . از طريق اين برهان ها خيلي خوب مي تونيم خدا رو براي ماركسيست ها اثبات كنيم . اما اين بنده خدا دخترش مي ياد ازش سؤال مي كنه ، مي گه : بابا ! تو حالا دينت عوض شده ؟ خدا رو براي من اثبات كن . ايشون مي ياد يه مقدار از اين مسائل كه در خود فلسفه مسيحيت هم وجود داره ، براش مي گه . بعد سه تا راه حل براي اثبات خداوند مي گه . ( هر سه راه حل جديده و كاملاً انساني هست يعني شايد در كتب شيعي ما هم اين چيزها پيدا نشه . كاملاً انساني و فطري هست )

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 22:54  توسط حورالعین  | 

عشق بازی با صوم وصلاة

 

عشق بازی با صوم وصلاة

 

  1. اشاره در باب دعا چند تقسیم­بندی وجود دارد كه یکی از آن­ها دعاي مأثور و غير مأثور است. دعای مأثور به این معنا است که از ناحیه اولیای خدا قالب­ریزی شده است و انسان نمی­تواند در آن­ها دخالت و تصرف کند. ما بعداً وارد اين بحث می­شویم و ادعیه­ای را که از ائمه و معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) وارد شده است، بررسي خواهيم كرد. ـ ان‌شاءالله ـ  دعای غیرمأثور هم دعايي است که انشا و قالب­ریزی آن به عبد واگذار شده است. یعنی هرکس می­تواند خواسته­هایش را در قالبی بریزد و از خدا تقاضا کند. این را می‌گوییم دعاي غیرمأثور. بحث من در سال گذشته بر روی ادعیه غیرمأثوره متمرکز بود.
  2. این را هم عرض کردم که این­طور نیست که دعاي غیرمأثور به­ طور مطلق باشد و هيچ شرايطي نداشته باشد؛ بلکه دارای يك سري آداب و شرایطی است که من در جلسات گذشته شاید در بیش از بیست جلسه اموری را نسبت به قالب­­های دعا و نوع تقاضاهایی که بنده از خدا می­خواهد مطرح کردم که عبد باید آن شرایط را رعایت کند.

بررسي امور تأثيرگذار بر استجابت دعا

اما آنچه که می­خواستم به آن اشاره كنم اين است كه ما به طور کلی در معارفمان به دستوراتی برخورد می­کنیم كه از ناحيه اولیای خدا در باب دعا كردن صادر شده است و می­بینیم كه اين دستورات را در روابط گوناگون مطرح می‌کنند.[2] اولياء خدا در اين روايات اموری را در رابطه با دعا مطرح می­کنند که گویي بر روی دعا اثر دارند. اصل بحث من این است كه اثر اين امور بر روی دعا چگونه اثری است؟[3]

 

خداوند فرموده است اگر کسی مُحدِث شود و وضو نگیرد، به من جفا کرده است؛ اگر مُحدِث شد و وضو گرفت ولي دو رکعت نماز نخواند و دعا نکرد و از من چیزی نخواست، به من جفا کرده است؛ اگر کسی وضو گرفت و نماز خواند و از من چیزی درخواست كرد و من به او عطا نکردم، من به او جفا کردم

 

تأثير ماه مبارك رمضان بر دعا

يك مثال می­زنم برای اینکه سطح مطلب تقریباً تا حدودی عمومی شود. مثلاً در جلسه گذشته ما روایتی را مطرح كرديم که دعا در ماه مبارک رمضان مستجاب است. این روایت مسأله «زمان» را در اینجا مطرح می­کند. یعنی زمان روی دعا مؤثر است. یا در مسأله ضریب پاداش تلاوت قرآن نازل، يك آیه از آن اگر در این ماه خوانده شود، پاداش آن مساوق با تلاوت یک ختم قرآن در ماه‌های دیگر است. جلسه گذشته من این روایات را خواندم. هم نسبت به قرآن نازل داریم که اين ماه در پاداش آن بسيار تأثير دارد، هم درباره قرآن صاعد -یعنی دعا- داریم که اين زمان خاص، تأثيرگذار است. قرآن سخن ربّ با عبد است و دعا سخن عبد با ربّ است. در این قرآن صاعد هم دوباره می‌بینیم كه همین زمان، مؤثر است و دعا در اين ماه مستجاب می­شود.

تأثير زمان و مكان بر دعا

بحث من به صورت کلی است. یک وقت بحث «زمان» مطرح است، یک وقت بحث «مکان» است كه بر روي دعا تأثير مي­گذارد؛ مثل مسجد، حرم­های مطهره ائمه(علیهم السلام) و حرم و حائر حسینی (علیه السلام).[4] بعد هم می‌بینیم که یک سنخ اعمال را هم مطرح می‎کنند که مثلاً اگر قبل از دعا انجام شود، روی دعا اثر می‎گذارد. حالا من سرآمد اعمال را مطرح می‎کنم، روایاتِ آن را هم مطرح می‎کنم. بحث در این است که این امور بر روي دعا اثر دارد. این یعنی چه؟

تأثير نماز و روزه بر دعا

من دو عمل را که بخصوص در ماه مبارک رمضان بیشتر مورد ابتلاء ما هست، مطرح می‎کنم. ما در روایات بسیار داریم که کسی که حاجتی دارد، اگر نماز بخواند و در نماز یا بعد از نماز دعا کند، دعایش مستجاب است.

    طهارت و نماز

این روایت را شاید من قبلاً خوانده باشم. ديلمي این روایت را در ارشاد القلوب نقل می‎کنند که پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ دَعَانِي وَ لَمْ أُجِبْهُ فِيمَا سَأَلَنِي مِنْ أَمْرِ دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَافٍ»؛[5] خداوند فرموده است اگر کسی مُحدِث شود و وضو نگیرد، به من جفا کرده است؛ اگر مُحدِث شد و وضو گرفت ولي دو رکعت نماز نخواند و دعا نکرد و از من چیزی نخواست، به من جفا کرده است؛ اگر کسی وضو گرفت و نماز خواند و از من چیزی درخواست كرد و من به او عطا نکردم، من به او جفا کردم. -حالا درخواست او می­خواهد امر دینی باشد يا امر دنیایی باشد؛ هرچه باشد، باشد- اگر من به او عطا نكنم به او جفا كرده‎ام و من هم پروردگاری جفاکار نیستم. در این روایت نماز را مطرح می‎کند.

    نماز و حمد و ثناي الهي

یک روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که حضرت فرمود: «إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَتَوَضَّأْ وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ احْمَدِ اللَّهَ وَ أَثْنِ عَلَيْهِ وَ اذْكُرْ مِنْ آلَائِهِ ثُمَّ ادْعُ بِمَا تُحِبُّ».[6] اگر حاجتی داشتی وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و حمد و ثنای الهی را به جا آور، نعمت­های خداوند را یادآور شو و بعد، از خدا تقاضا کن. در این صورت دعایت به اجابت می­رسد.

    نمازهاي واجب

عرض کردم در اين باب روایات زیاد داریم. در یک روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله وسلّم) است که حضرت فرمود: «مَنْ أَدَّى فَرِيضَةً فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَ».[7] اگر کسی نماز واجبی را بخواند، نزد خداوند یک دعای مستجاب دارد. گويي از خدا به اندازه یک دعای مستجاب طلبکار می­شود.

    نماز حاجت در مصلّاي خانه

این روایت را خوب دقت کنید! روایت از امام ششم (علیه السلام) است كه به مِسمَع می‎گوید: «يَا مِسْمَعُ مَا يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ غَمٌّ مِنْ غُمُومِ الدُّنْيَا أَنْ يَتَوَضَّأَ ثُمَّ يَدْخُلَ مَسْجِدَهُ وَ يَرْكَعَ رَكْعَتَيْنِ فَيَدْعُوَ اللَّهَ فِيهِمَا أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة».[8] حضرت به مِسمَع می­فرماید چه مانعي وجود دارد كه وقتي شما یک ناراحتی و گرفتاری دنیوی پیدا کردید، بروید وضو بگیرید و بروید در محلی که معمولاً در آنجا نماز مي‎خوانيد، آنجا دو رکعت نماز بخوانید و بعد در نمازتان از خدا بخواهید که خدا این گرفتاری­تان را برطرف کند؟! آيا نشنیده‎ای که خداوند در قرآن می­گوید: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة»[9].

معناي كمك گرفتن از نماز و روزه

در این روایت از نظر طلبگی مفسّر تمام روایاتی است که در باب دعا وارد شده و می‌فرماید «نماز بخوان، بعد دعا کن». این روايت، مفسّر تمام آن­ها است. من این­ها را پشت سر هم و به ترتيب خواندم تا آن‎هایی که اهل فضلند، دقت کنند. این روايت، مفسّر آن روايت‎ها است.[10] اینجا دارد: «إِستَعینوا»  إستعینوا از «عون» به معني كمك است. عون و اعانه، يعني «کمک کردن» و إستعانت يعني «کمک گرفتن». «اِسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة» یعنی از نماز و روزه کمک بگیريد. حضرت این را کجا می­فرماید؟ در آن‎جایی که مي‎خواهي دعا کنی و بايد تیر دعاي تو به هدف استجابت بخورد، می­گوید این‎جا از نماز کمک بگیر.

معنای کمک گرفتن چيست؟ معنايش این است که مثلاً من كاري را می­خواهم انجام بدهم و اینجا به تنهایی نمي‎توانم موفق شوم. یعنی آن کاری که مي‎خواهم انجام دهم، بُرد و کاربرد دارد، اما من را به مقصد و هدفي كه مي‎خواهم نمی‎رساند. لذا باید از يك چيز دیگری کمک بگیرم تا کاربرد آن تأمین شود. بايد براي اينكه به هدف برسم، کمک بگیرم. معنای «إستعینوا» این است. از صبر و نماز برای اینکه دعایت به اجابت برسد، کمک بگیر.

نقش نماز و روزه در تشديد مقتضي، به فعليت رساندن يا تسريع اجابت دعا

اینجا بحث این نیست که نماز نسبت به دعا مقتضی درست می­کند که به اجابت برسد. در خودِ دعا مقتضی برای اجابت وجود دارد. نماز اين مقتضي را یا تشدید مي‎كند يا به فعلیّت مي‎رساند و يا به اجابت سرعت مي‎دهد.[11] یکی از این سه مورد است. خود دعا مستقلاً کاربرد دارد. دعا کاربرد دارد، اما این امور کمک­ هستند براي دعا؛ یا برای اینکه مقتضی را تشدید کنند، یا به فعلیت برسانند و یا سرعت در اجابت ايجاد کنند. جمع بین تمام روایات و آیاتی که ما در اين باب داريم این است که من عرض کردم. آن‌وقت در این‎جا حضرت می­گوید كه از نماز کمک بگیر! یعنی در خودِ دعا مقتضی به اجابت رسیدن هست. اما از نماز کمک بگیر. این‌ها کمکند.

روزه، مصداق بارز صبر

در باب صبر هم در ذیل همین آیه شریفه ما روایات بسیاري داریم؛ نه یکی دو مورد. روایات زیادي هست که مراد از صبر همان صوم و روزه است. روایت از امام هفتم (علیه السلام) است که: «الصَّبْرُ الصَّوْمُ إِذَا نَزَلَتْ بِالرَّجُلِ الشِّدَّةُ أَوِ النَّازِلَةُ فَلْيَصُمْ إنَّ اللَّهُ يَقُولُ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ».[12] یا امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «الصَّبْرُ الصِّيَامُ».[13] و یا در روایت دیگری دارد: «إِذَا نَزَلَتْ بِالرَّجُلِ النَّازِلَةُ وَ الشَّدِيدَةُ فَلْيَصُمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ يَعْنِي الصِّيَامُ».[14] روایت متعددی هست، آن­هایی که اهل این مباحث هستند، بروند و در این روایات دقت کنند. این روایات می‌گوید از روزه و نماز کمک بگیر. دعا کاربرد دارد، اما عواملی هستند که در تقویت مقتضی، یا به فعلیت رساندن، یا تسریع در اجابت بر روی دعا اثر می­گذارند.

سرّ دعاهاي بعد از نماز

من اوّل این دو عمل را مطرح کردم كه شما نگاه کنید به آدابی که راجع به ماه مبارک رمضان هست، ببينيد اوّلين دعاهايي که مخصوص اين ماه وارد شده است، دعاهاي بعد از نماز است. «اللّهُمَّ ارزُقنِی حَجَّ بَیتِکَ الحَرَام...»، «یَا عَلِی ُّیَا عَظِیمُ یَا غَفُورُ یا رَحیم...»، «اللَّهُمَّ أدخِل عَلَی أهلِ القُبُورِ السُّرُور...»؛ این دعاها همه، برای بعد از نماز است؛ آن هم در ماه رمضان كه انسان روزه است. دقیقاً همه این‎ها حساب شده است. چون کاربرد دعا با نماز و روزه بیشتر است. هم روزه کاربرد دارد، هم نماز و هم ایام اين ماه کاربرد دارد و همه این عوامل در مستجاب شدن دعا كمك مي‎كنند. همه اين‎ها كمك می­کنند که دعا به مقصد و هدف اجابت برسد.[15]

سرّ تأثير نماز و روزه بر دعا

اما ریشه کار چیست که صوم و صلاۀ روی دعا اثر می­گذارند؟ سرّ آن چیست؟ من فقط یک اشاره کنم و بگذرم؛ جلسه گذشته هم گفتم که سرّش اين‎ است كه این كارها، روح عبد را از نظر اتصال به ربّش تقویت می­کند که اين اتصال به خدا اهمّ امور در دعا است؛ یعنی «انقطاع عَن غیر الله و اتصال بالله تعالی». اخلاص در دعا مهم‎ترين مسأله براي مستجاب شدن دعا است. اینکه می‎گوید از روزه کمک بگیر، از نماز کمک بگیر، کمک آن­ها چیست؟ کمک آنها این است که انسان را بیشتر به خدا متوجه می‎کند. لذا درخواستی که می‎خواهي بکني، با نماز و روزه محكمش كن تا خالص‎تر شود و قوي‎تر شود. این كار برای این است.

چون مطلبم کلّی بود، مي‎خواستم این را عرض کنم كه این عواملی که در بحث دعا وارد شده است -چه زمانی، چه مکانی، چه عملی- این­ها همه جنبه­های کمکی دارند. خود دعا کاربرد دارد، اما من و تو ناقصیم و اگر یک انسان کامل دعا کند، ردخور ندارد و حتماً مستجاب مي‎شود.

برگرفته از سایت آیت الله مجتبی تهرانی

 

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 22:50  توسط حورالعین  | 

نماز

نماز

حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد

 

  • گـر نه موش دزد در انبان ماست اول اي جان دفـع شر موش كن وانگهي در جمع گندم كـوش كن
  • گندم انبان چـل ساله كجاسـت وانگهي در جمع گندم كـوش كن وانگهي در جمع گندم كـوش كن

اي كسي كه صبح تا شب با هزار زحمت و مشقت انبارت رو پر از گندم مي كني ! اون همه گندمي كه جمع كردي

كجاست ؟ وقت اون نشده كه باور كني انبار تو پر از موشهاي دزده ؟ اول موشها رو از بين ببر بعد گندم جمع كن وگرنه فايده اي نداره .

اين چند بيت شعر ، در حقيقت راجع به مسائل معنوي هست . چرا اين همه واجبات و مستحبات ما رو آدم نمي كنه ؟ چرا اينها دست ما رو نمي گيره ؟ چون قلب ما مكان مطمئني براي معنويات نيست . به قول شاعر : انبارمون موشِ دزد داره . بحثي كه در اين جلسه مي خوايم به اون بپردازيم بحث بسيار مهم و اساسي و ريشه اي نمازه .يكي از بحثهايي كه اگر بشنويم و عمل كنيم در حقيقت موشهاي دزد رو از قلبمون بيرون كرديم . سعي مي كنم بطور خلاصه به مسئله نماز بپردازم به اين اميد كه ان شاء الله همگي عمل كنيم . اول كار موضوع رو باز مي كنم و تيترهاش رو مي گم :

1- اهميت نماز

2- انواع مصلين

3-شرايط قبولي نماز

4- راههاي حضور قلب در نماز

5- علاج قطعي حواس پرتي در نماز

6- اسرار ظاهري و باطني نماز

7- تكميل حقيقت نماز

8- جبران نمازهاي خود

9- مهمترين نماز نافله يعني نماز شب

شايد مشهورترين روايتي كه مي شه در بخش اهميت نماز از اون ستفاده كرد همين روايت مشهوره كه اغلب بلديم و متأسفانه بهش توجه نداريم ! روايتي كه بسيار روشن و واضح وضعيت نماز رو در آخرت روشن مي كنه ، مي فرمايد :

ان الصلوه عمود الدين . ان قبلت قبل ما سويها وان ردت رد ما سويها

نماز پايه و ستون دين است . اگر نماز قبول شد بقيه طاعات و عبادات چه واجب وچه مستحب قبول مي شود و اگرقبول نشد ، هيچ عبادتي قبول نيست .

اين حديث شنيدنش يه حرفه و باور كردنش يه حرفه ديگه و عمل كردنش حرف سوم ! از همه مهمتر براي اينكه اين حديث براي شما جا بيوفته من مثالي عرض مي كنم : ببينيد يه ساختمان كه مي خوان بسازن ، اولين چيزي رو كه مهندس ساختمان بررسي ميكنه اينه كه اين زمين قدرت و نگهداري ساختمان رو داره يا نه ؟ بعد مي ياد و برطبق ساختماني كه ميخواد بسازه ، براش پايه و پي مي زنه . فنداسيون براش مي ريزه . براي چهار طبقه يه مدل و براي هشت طبقه يه مدل ديگه و براي مثلا برج سازي يه مدل ديگه . بعد مي رسه به جايي كه ساختمان در معرض يه آزمايش قرار مي گيره واين آزمايش طبيعي همون زلزله است . حالا اگر پايه اي كه اين ساختمان روي اون درست شده متناسب نباشه ، اين خانه فرو مي ريزه . اگر پايه ايراد داشته باشه ساختمان تاب نمي ياره و خراب مي شه . حال دقت كنيد اگر ساختمان 2طبقه باشه يه خسارتي به بار مياد و اگر 20 طبقه باشه يه خسارت بسيار بزرگتر ببار مي ياد . يعني اگر پايه درست نباشه اون كسي كه بر پايه نادرست ساختمان 20 طبقه بنا كرده بيشتر خسارت مي بينه . چيزي كه من مي خوام نتيجه بگيرم اينه كه ما اگر نمازمون به عنوان پايه و بن ، درست نباشه ، هرچي كه خانه معنويات خودمون رو بالاتر ببريم مثلاً 10000 جلسه هيأت رديف كنيم ، 2000 روزه مستحبي و . . . خلاصه هرچي بالاتر بريم اگر نمازمون ايراد داشته باشه در معرض اولين آزمايش الهي ، اين خانه تو فرو مي ريزه و جالب اين كه هرچي بالاتر باشي بدتر زمين ميخوري ! ببينيد چقدراين مطلب دقيق و ظريف و مهمه ! دراين جامعه اي كه حتي به واجبات هم كامل عمل نمي شه ، شما كه دنبال مستحبات هستيد و اهل نور و اشك و اخلاص و روضه و . . . اين رو دقت داشته باشيد . وقتي معصوم (ع) مي فرمايد :

عمود الدين به اين ظرائف دقت داره . بدون نماز هرچي بيشتر عبادت كني اينها فقط بار مي شه براي بدتر زمين خوردن !

مطلب دوم :

در اهميت نماز روايت ديگه اي وارد شده كه مرحوم شيخ عباس در منازل الاخره و مرحوم علامه تهراني در معاد شناسي نقل كردند ( و كلا همه كتب مربوط به قيامت به اون اشاره كردند ) روايت مي فرمايد كه عقبات صراط ، يعني جاهايي كه مورد پرسش و پاسخ قرار مي گيريد هفت عقبه است : بايد يكي يكي عقبات رو رد كنيم البته ان شاء الله همه رو با هم يكي يكي به سلامت رد مي كنيم و اگر شهيد هم شديم كه بدون هيچ سؤالي صاف مي ريم داخل بهشت !

ان شاء الله .

اما مي فرمايند : اولين عقبه ، عقبه صلاه هست . يعني چي ؟ با روال عادي ( يعني اينكه اگه بدون اينكه شهيد بشيم خواستيم عقبات رو طي كنيم ) اگر در عقبه اول كه نمازه قبول نشديم ، ديگه نوبت به عقبه هاي بعد نمي رسه .

مثل كسي كه داره درس مي خونه ، اول دبستان رو شروع كرده ، مي گه : حالا كلاس اول رو قبول نمي شم ، توي كلاس دوم جبران مي كنم ! نمي شه آقا . بايد اول رو قبول بشي بعد بري كلاس دوم . حالا اگر شما فكر مي كنيد بقيه عبادات مي تونه كسري نماز ما رو جبران كنه ، در اشتباه هستيد . تا واجبات قبول نشه هيچ مستحبي قبول نيست البته اين كه مي گم قبول نيست قبلا هم براتون گفتم كه از ديد روايات مي گم . ولي اونجا توي قيامت اصلاً معلوم نيست چه خبره ، هيچ كسي نمي دونه و خدا هم كه ارحم الراحمينه ، ولي الان قانون اينه كه دارم مي گم .

در اهميت نماز ، روايات بسيار زيبايي وارد شده . اونقدر در اهميت نماز آيه و روايت و حديث و داستان داريم كه كتابها مي شه نوشت كه البته نوشتن . اما به عنوان مشتي نمونه خروار من چند روايت رو توضيح مي دم : يه حديث زيبا و اميد بخش كه حديث قدسي هم هست . اين حديث راجع به حساب و كتاب روز قيامت هست ، همه شما شنيديد . حضرت رسول ( ص) مي فرمايند :

قال الله تعالي : ان لعبدي علي عهدا ان اقام الصلوه لوقتها ان لا اعذبه و ان ادخله الجنه بغير حساب .

بر من خدا نسبت به بنده ام تعهد است كه اگر نمازش را در وقت خودش انجام دهد ، هيچ او را عذاب نكنم و بدون حساب و كتابي او را به بهشت ببرم .

خدا داره به ما تعهد مي ده . به همين راحتي ! البته نمازي كه نماز باشه . يه قضيه تاريخي همراه با يه حديث رو عرض ميكنم كه مژده بسيار بزرگي هم براي ماست . روايت هست كه حضرت رسول (ص) در جمعي نشسته بودند و تفسير سوره واقعه و از مسائل آخر الزمان مي فرمودند . تفسير اين قسمت از آيه مباركه السابقون السابقون اولئك المقربون و . . . تا جايي كه مي فرمايد : ثله من الاولين و قليل من الا خرين

ايشون مي فرمايند كه السابقون در آخر الزمان خيلي قليل و كم هستند . حضرت ضمن حديثي طولاني دليل اينكه چرا در آخر الزمان ديندار واقعي و پيش رو كم مي شه رو بيان مي فرمايند . خود اين پيشگويي يه معجزه است .

حضرت مشكلات مردمان آخر الزمان رو هم مي شمرند ، از جمله اينكه ما رابطه مون با خدا از طريق ولي ، قطع شده و امام معصوم رو نمي بينيم . مردم سوال كردند : چرا ؟! اين بي عدالتي در حق مردم آخر الزمان هست و كارشون خيلي سخت مي شه . حضرت به سلمان اشاره كردند و فرمودند اگر ايمان ده پله داشته باشه ، سلمان در پله دهم قرار داره . بعد حضرت اين سخن عجيب رو بيان فرمودند كه مژده بزرگي براي همه ماست . فرمودند : جواني كه در آخر الزمان واجبات خود را انجام دهد و محرمات را ترك كند هم رده با سلمان است . ببينيد چقدر كار براي ما آسون شده ؟! سلمان براي اين كه به اين مقام برسه ، خيلي كارها مي كرد ولي ما فقط با ترك محرمات و انجام واجبات بدون هيچ رنج و مشقتي و حتي بدون انجام مستحبات ، هم رده با سلمان مي شيم . لذا دقت كنيد كه اگر مي خوايم دين دار باشيم و مؤمن باشيم از پايه و از فونداسيون و از ريشه شروع كنيم .

حديث تكاندهنده و جالب ديگه اي در باب اهميت نماز داريم ، روايت هست كه حضرت رسول ( ص) از قبرستان عبور مي كردند . ديدند عده اي بالاي سر قبري نشستن و شديداً گريه و زاري مي كنند . فرمودند : چي شده ؟ عرض كردند : يا رسول الله ! ايشون امروز صبح از دنيا رفتن . حضرت فرمودند : اين گريه و زاري ها دردي از مرده دوا نمي كنه . بعد جمله اي فرمودند كه ما دو تا استفاده از اون مي كنيم ، يه استفاده براي اموات و درگذشتگان و يكي هم براي الان خودمون كه زنده ايم ! حضرت فرمودند :

الركعتان خفيفتان مما تحتقرون احب الي صاحب هذا القبر من دنياكم كلها

يعني دو ركعت از همين نمازهايي كه سبك مي شماريد و حقيرش مي داريد . ( از همين نمازهاي الكي ما ) براي صاحب اين قبر از همه دنياي شما با ارزش تره .

يعني هم براي خودتون و هم براي ميت بلند شيد نماز بخوانيد . چه كارهايي كه اونجا نماز براي ما نمي كنه ! اونجا چشم انسان باز مي شه : اي دل غافل ! چه كارها ميتونستم با اين نماز بكنم و چه وقتهايي رو كه همين طوري هدر دادم ! چقدر من غافل بودم ! امام صادق (ع) مي فرمايند : الناس نيام اذا ماتوا اتنبهوا

مردم همه خوابند . وقتي مي ميرند بيدار مي شوند .

كه اي بابا ! اينجا چه خبره ؟! با يه لااله الا الله من چه كارها مي تونستم بكنم ؟! با يه غض بصر ( چشم پوشيدن ) از نامحرم ، و از كارهاي حرام چه كارهايي مي تونستم براي آخرت خودم بكنم و چه درجاتي مي تونستم كسب كنم ؟! با دو ركعت نماز شب چه كارهايي مي شد كرد ؟! و . . . اينها رو اونجا مي فهميم . يه جوري نباشه كه بچه هيئتي و سينه زن حضرت زهرا (س) ، خداي نكرده نماز قضا داشته باشه . اگر نمازت قضا شد ، نذار به ساعت بكشه ، همونجا سريع قضا كن ! حالا كه ان شاء الله عازم سفر مشهد هستيد يه مقدار نمازها رو مرتب كنيد . بريم به امام رضا(ع)چي بگيم ؟! بگيم : آقا ! من دو ركعت نماز زورم اومده بخونم ؟ !

شبهاي قدر ماه رمضان ما صد ركعت نماز مي خونيم و شايد كمتر از يك ساعت طول مي كشه . لذا عزيزان خيلي مراقب باشيد . قدر نماز رو بدونيد . به نمازهاتون توجه داشته باشيد . نماز بهترين حالت آدمي هست .

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 22:44  توسط حورالعین  | 

مطالب جدیدتر